X
تبلیغات
نماشا
رایتل
سه‌شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1385

قرار بود چند نفر را استخدام کنیم.پس از چاپ آگهی و دریافت رزومه ها ، تعدادی را برای مصاحبه دعوت کردیم. با اعلام دفتر ، ورود یک نفر را به واحد متوجه شدم، سراغ مرا می گرفت ، صدای تق تق کفشهایش را می شنیدم اما خودش پیدا نبود . منشی هم مرتب او را راهنمائی می کرد ولی کسی دیده نمی شد. به یکباره خانمی رابا قدی حدود 60 سانتیمتر در آستانه اتاق دیدم . برای مصاحبه آمده بود. کمی هاج و واج نگاهش کردم . مانتوئی سبز رنگ به  تن داشت .به سختی روی صندلی نشست . فقط کله اش دیده می شد . 32 ساله بود  با 10 سال سابقه کار که این آخری در یک شرکت آلمانی سرپرست کار بود. به آرامی در مورد سوابق کاری اش توضیح داد و علت درخواستش را برای کاریابی بیان کرد.

در تمام مدتی که از کارش صحبت می کرد در این فکر بودم که عجب اراده ای دارد. همین که درسش را ادامه داده و علی رغم مشکل جسمانی که داشته و دارد با این صلابت کارهای مختلف را تا به اینجا رسانده  بسیار تعجب برانگیز است . شاید هر کسی تنواند و یا حجالت بکشد که اینگونه وارد اجتماع شود و پا به پای دیگران درس بخواند و کار کند . به راستی جای احسنت دارد . شاید اگرما باشیم تو خانه می مانیم و خود را اسیر درو دیوار می کنیم. هر چند به لحاظ شرائط و نوع کار درخواست او پذیرفته نشد اما همواره  این همت و اراده او را تحسین می کنم.

*********

راستی در اعتراض به سخنان توهین آمیز "پاپ" علیه دین اسلام  ، قرار شده از این به بعد نام موسیقی پاپ به موسیقی " گل محمدی " تغییر یابد.