X
تبلیغات
نماشا
رایتل
جمعه 20 بهمن‌ماه سال 1385

روزی خواهم آمد
وپیامی خواهم آورد:
دررگ ها نور خواهم ریخت
وصدادرخواهم درداد
ای سبدهاتان پر خواب
سیب آوردم
سیب سرخ خورشید
خواهم آمد
گل یاسی به گدا خواهم داد
زن زیبای جذامی را
گوشواره ای دیگر خواهم بخشید
کور را خواهم گفت:
چه تماشا دارد باغ
دوره گردی خواهم شد
کوچه ها راخواهم گشت
جارخواهم زد:
آی شبنم شبنم شبنم
رهگذاری خواهد گفت :
راستی راشب تاریکی ست
کهکشانی خواهم دادش
روی پل دخترکی بی پاست
دب اکبررا برگردن اوخواهم آویخت
هرچه دشنام ازلب ها خواهم برچید
هرچه دیوار
ازجا خواهم برکند
رهزنان راخواهم گفت
کاروان آمدبارش بارش لبخند
ابر راپاره خواهم کرد
من گره خواهم زد
چشمان را باخورشید
دل هارا باعشق
سایه ها را باآِب
شاخه ها را با باد
وبه هم خواهم پیوست
خواب کودک رابازمزمه ی زنجره ها
بادبادک ها به هوا خواهم برد
گلدان ها آ ب خواهم داد
خواهم آ مد
پیش اسبان ،گاوان ، علف سبز نوازش خواهم ریخت
مادیانی تشنه ی
سطل شبنم راخواهم آورد
خر فرتوتی در راه
من مگس هایش را خواهم زد
سر هر دیواری میخکی خواهم کاشت
پای هر پنجره ای
شعری خواهم خواند
هر کلاغی را کاجی خواهم داد
مار راخواهم گفت:چه شکوهی داد غوک
آشتی خواهم داد
آشنا خواهم کرد
راه خواهم رفت
نور خواهم خورد
دوست خواهم داشت
                             سهراب سپهری