X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
دوشنبه 17 دی‌ماه سال 1386

دیشب دولت به یکباره دو روز را تعطیل اعلام کرد. آن هم در اطلاعیه ای جالب و خواندنی، به حول و قوه الهی دو روز تعطیل، خورشید از صبح تو آسمون می درخشه و خیابانها ، نه کوچه ها ، خشک اند. جالبه پرواز ها تا  ساعت 2 کنسل بودند. بانکها بازند. بجای اینکه دیروز را که اکثر مردم دیر به سر کارشان رسیدند و وسیله ای تو خیابونا پیدا نمی شد تعطیل کنند این دو روز آفتابی را تعطیل کردند اینکه می گویند این دولت هیچ برنامه ای نداره و بجاری برنامه ریزی ، برنامه روزی داره درسته. البته اداره ما باز بود و قرار نیست این دو روز تعطیل باشیم.

******

روزهای سرد زمستانی و خاطره ای از روزهای آخر عمر علامه طباطبائی از قول علی اکبر مسعودی:

«حدود یک هفته قبل از فوتشان، آیت‌الله آقای شیخ ابراهیم امینی که از شاگردان خاص ایشان بودند، به من زنگ زدند که «فلانی! علامه در منزلش نفت ندارد و وقتی من به خدمت ایشان رسیدم، دیدم از شدت سرما به خود می‌لرزد. کسی هم نیست که به وضع ایشان رسیدگی کند.» من سریعا به بنده‌زاده، آقا مسعود گفتم که برو ببین در منزل، پیت نفت نداریم؟ رفت و دو پیت آورد. من پر کردم و با ماشین، به در منزل ایشان در همان نزدیکی منزل آقای [محمد] یزدی بردم. خودشان دم درآمدند. عبایشان را به خود پیچیده بودند. خلاصه نفت‌ها را داخل بخاری ریختیم و روشن کردیم. ایشان با همان حالی که داشت، فرمود: «امیدوارم همانطوری که تو ما را گرم کردی، خدا هم تو را روشن و گرم کند!» چند روز بعد از این ماجرا، ایشان دچار سرماخوردگی و سینه‌پهلو شدند. ایشان را به بیمارستان آقای گلپایگانی منتقل و بستری کردند. حدود یک هفته آنجا بودند و ما روزها خدمت ایشان می‌رسیدیم و می‌دیدیم که در عالم بیهوشی به سر می‌برند و بعد از آن، دار فانی را وداع گفتند.»