X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 28 آذر‌ماه سال 1387

سلام آقا محمد با ارادت /  و عرض احترام از روی عادت

 به رسم خوب ایام رفاقت / نوشتم نامه تا گیرم سراغت 

 

 نوشتم نامه ای با عشق و امید /  اگر خطم بده لطفاً ببخشید

 گمانم برده ای مارا ز یادت؟ /  منم ... «کبلا مرادو» از ولایت


چه ایام خوشی با هم سپردیم / چه بحث و گفتمان‌هایی که کردیم

  حدوداً دوم خرداد بودا / دل مردم ز غم آزاد بودا


مث برق و مث توفان گذشت‌ها /  به یادت هست که؟ هفتاد و هشت‌ها...

کجایی مشتی؟اینجا جات خالیست / بدون تو، تو ده صلح و صفا نیست   

 به این شدت که نه ... اما خدایی /  محمد خاتمی! ... جداً کجایی؟

 تو یاهو وقتی on هستم که نیستی  / کلوب و سیصدوشصتم که نیستی ...


نه اخبار و نه بیست و سی میایی /  هنوز چپ می‌زنی؟ یا با اونایی؟

همه اینجا سلامی می‌رسانند / اگرچه اکثراً چندی‌ست خوابند


ولی شکر خدا این کدخدائه  /  می‌گن قلبش طلاس ... دستش شفائه ...

اصن دست روی هر چی که می‌ذاره  /  طلا می‌شه ... سه سوت! ردخور نداره  

 خدامرگم بده ...کافر شدم باز  /  چرا این‌گونه شد این نامه آغاز؟ 

 به قول شاعر رند نظرباز /  بدون نام او کی نامه شد باز؟

 
«
به نام حضرت باری تعالی» /  (بدین صورت شروع شد نامه ... حالا!)

محمد خاتمی ... حالت چطوره؟ /  بگو دانم که احوالت چطوره؟


هنوز کیفت به کوکه ...شاده جونت؟ / هنوز سبزه سرت؟ سرخه زبونت؟

دماغت چاقه؟ اوضات خوبه سید؟ /  هنوز جنس عبات مرغوبه سید؟


هنوز هم بی‌جهت می‌خندی یا نه؟ /  به نافت گفتمان می‌بندی یا نه؟

هنوزم طالب اصلاح هستی؟  /  به قول کدخدا ... گمراه هستی؟


اگر از حال ماها هم بخواهی /  سلامت ... شادمانی ... روبه راهی

تمام مردم ده خوب خوبند /  زنان مثل قدیم ... در رفت و روبند  

 و مردان مثل سابق گرم کارند  / نه معتادند و نه دیگر خمارند ...  

جوونای ده پایین و بالا ...   /  همه دنبال تحصیلن به مولا!


نه ماهواره نه علافی ... نه هیزی /  نه کوکائین ... نه شیشه ... نه مریضی

از اون روزی که رفتی از ده ما  /  از این رو شد به اون رو کل اوضا(ع)


خلاصه از جلو ... از پشت و بالا / به ما خوب می‌رسن ... الحمدللا

 کریم اوقلی که گاوش شیر می‌داد!  / همون که سهم آبو دیر می‌داد ...


درست شد وام تعمیرات خونه ش ...  جواد هم زن گرفته نوش جونش!

خودت دیدی که ده چی بود،چی شد /  زن اوستا غلام هم ساکشنی شد!


می‌گن جراحی کرد هفتاد و نه بار   /  حالا باید ببینیش ... روم به دیوار!

پس از یک دوره فعل و انفعالات  /  هزار الله اکبر ... از کمالات!


تمام گاوها ... بزغاله ها خوب  / عموها ... عمه‌ها و خاله‌ها خوب

 مراتع سبز ... شالی‌ها به سامان  /  هوا عالی ... بهاری ... ناز ... مامان!


همه خوشحالو شادیم و غمی نیست / دگر بحث حضور خاتمی چیست؟

می‌گم راستی رضاتون چونه؟ سید؟  /  هنوزم درسشو می‌خونه سید؟  

 می‌خواست دکتر بشه از اون قدیما؟/  تهش شد یا که زایید زیر درسا؟  

نوشتی توی آن دستخط پیشی /  می‌خواد دکتر شه ... می‌گفتی: «نمی‌شی!»  

یه دانشگاه زده آکسفورد اینجا  /  که مدرک می‌ده مفتی ... ده تا ده تا!  

به زیرک‌ها ... به دانشجوی باهوش / مگه کردان نیومد؟ خوب اونم روش!


رفیقت بود که یک ذره تپل بود ...  / مشاور بود اگرچه، عقل کل بود!

دماغش چاقه؟ فوله گیگا بایتش؟ /  هنوز چیز می‌نویسه توی سایتش؟


فرامرز بچه مش اصغرآقا /   براش کامنت می‌ذاره ... روزی صدتا

آخه پهنای باند ما کلفته...  /   وزیر ارتباطات اینو گفته


اصولا قطر پارتی مثل بانده  / اینو بی بی توی روزنامه خوانده

 خدا قوت بگو به این رئیسا ... /  چه حالی داد به این وبلاگ نویسا ...


پروکسی و مروکسی ما نداریم /  صدا داریم ولی سیما نداریم!

همه چی اینورا آزاد و مفته  /  اینم بی‌بی توی اخبار شنفته


رسیور این طرف‌ها هم حلاله  / arab sat این وری ... سمت شماله!


می‌گن ارزونی بی‌سابقه است این / انیشتینه؟ خدایا! نابغه است این؟

 اصن دنیا به یک هو زیر و رو شد  /  شنیدی بوش چطور بی‌آبرو شد؟ 

 شنیدی که روابط گشته عالی /  نمونش بورکینا فاسو سومالی

 شنیدی خوب شده دنیا باهامون /   میارن دسته دسته گل برامون


شنیدی چیزی از طرحای تازه؟ / شنیدی شب نخوابیده درازه ؟!


جلو قاچاق خشخاشو گرفتن /  شنیدی کل اوباشو گرفتن؟

 خدا خیرش بده ما که رضاییم /  نباشه، دسته جمعی کله پاییم 

 ز وضع قوت گر خواهی بدانی /  پریم تا خرخره از شادمانی

 اگر یک دو نفر هم شکوه دارند، / از آن مزدورهای جیره خوارند 

 ملالی نیست اینجا طبق آمار /  به جز دوری تو آن هم نه بسیار ...

سر سفره که هم نان هست هم نفت / به ماچه کی اومد کی بود کی رفت


برنج و نان و گندم هست کافی، / می‌گم راستی توهم با قالیبافی؟!

ببینم توی دوری از ریاست ...  خبرهایی شنیدی از سیاست؟ 

 شنیدی گنجی رو آزاد کردن؟  /  به شدت مردم و ارشاد کردن؟

شنیدی توی دانشگاه زنجان، /   شنیدی چیزی از الهام و کردان؟ 

 شنیدی برج میلاد و فروختن؟ / شنیدی می‌شه چند تایی گرفت زن؟

شنیدی هی وزیر میاد و میره  /  دموکراسی همینه ناگزیره


خلاصه وضع ما که بی‌مثال است  / گرانی؟ چی؟ تورم؟ نه! ... محال است

 «برنج آنجا کیلویی خون باباست؟»  /  برو سید، اینم از اون جواباست


برنج اینجا نهایت صد تومان است/  مرامی، بهترین جای جهان است

 خیار و سیب‌زمینی مفت مفت است  /  همان‌طوری که در آمار گفته است ...


تورم یک دو در صد «رشد» کرده  /  گرانی سوی مردم «پشت» کرده ...

تساهل معنی تازه گرفته  /... نمونه‌اش قافیه در مصرع فوق!!


تمام شد جیره کاغذ ولیکن،  / حکایت همچنان باقی‌ست عمراً

 خلاصه می‌کنم ای خاتمی جان/ ببین من چه خوشم: «هِی... جانمی جان!!»


همه خوشحال و شادیم و غمی نیست/  نیازی به حضور خاتمی نیست

به جان تو خوشیم بسیار سید! / حالا می‌خوای بیای چی کار سید؟


برو هر جا که حال کردی سفر کن /  اصولاً فکر ده از سر به در کن ...

برو ایتالیا ... قسطنطنیه / ولایت را دودر کن کی به کیه؟


فقط رفتی اگر از این بیابان /  سلامم را رسان لطفاً به باران ...

شکوفه هم اگر دیدی چه بهتر/ نشد دریا سحر سارا صنوبر 

  در آخر این تو و این وضع ایران ... حالا می‌خوای بیا ... می‌خوای بپیچان!

                                                                 نیما دهقان