تقدیر

من اگر برکه صفت ماندم ودریا نشدم
چه کنم بسته تقدیرم و بی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر را هم تله ای
من که خودبی تله در دام خودم زنجیرم
همه پژمرده وافسرده و ماتم زده ام
همه می نالم وچون ناله بی تاثیرم

نظرات 3 + ارسال نظر
محبوب دوشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 08:31 ق.ظ

این شعر از کیه؟
شاد باشید

پسر نیمه شب دوشنبه 4 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 11:58 ق.ظ http://midnightboy.blogsky.com

سلام داداش
خیلی وقت بود که نوشته های قشنگ شما رو نخونده بودم .
داستان قورباغه ها خیلی جالب بود ...
دلم واسه شما و بچه ها تنگ شده . فعلا که دلمون به همین نوشته ها تون خوشه .
موفق باشید

علیرضا قراباغی چهارشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 06:43 ب.ظ

اگر از وحشت مرداب خودم دلگیرم
به خدا منتظر فرصت یک تغییرم
مثل یک خانه و کاشانه ی از ریشه خراب
رو به ویرانیم و کس نکند تعمیرم
من اگر برکه صفت ماندم و دریا نشدم
چه کنم بسته تقدیرم و بی تقصیرم
مگذارید دگر بر سر راهم تله ای
من که خود بی تله در دام خود زنجیرم
همه پژمرده و افسرده و ماتم زده ام
همه مینالم و چون ناله ی بی تاثیرم
در دلم بار دگر میل به دریا شدنست
گر چه چون قطره یکدانه و بی تکثیرم
از تماشای زمین یا که زمان خسته شدم
همچنان منتظر فرصت یک تغییرم
- مال کیه؟
-نیدوونم!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد