سخنان منصور ارضی

پنجشنبه ای، روز عرفه، ساعت یک ظهر، مجید میگه می خوام برم دعای عرفه.کجا؟مجلس حاج منصور؟ تو خیابون سعدی.اما دیر شده باید تو خیابون بشینیم هوا هم خیلی سرده .اینو با یه افسوسی میگه ،گفتم التماس دعا!!

گرچه یه زمان خودمون دنبال منبرهای معروف اینجوری بودیم اما بعد از سیاسی کاریهای سالیان اخیر و مهملاتی که بهم می بافند، وقتی می بینم هنوز عده ای به سادگی در پی آن هستند تاسف می خورم، نمی دونم شاید من گمراه شدم و در دام الیاس گرفتار شدم اما بگم همان موقع یاد حرفها همین آدم قبل از دوم خرداد افتادم که گفته بود این گریه هائی که ازتون گرفتم حلال نمی کنم اگر یجز ناطق به کسی دیگر رای بدهید(نقل به مضمون).

امروز که خبرها را می خواندم و دیدم که در همان حسینیه لباس فروشهای خیابان سعدی، همین آقا ، قالیباف را عمر سعد لقب داده وبر او تاخته تعجبی نکردم چرا مدت زمانی است اینان، که امروز همراه هیات دولت به سفرهای استانی می روند و به طور رسمی مواجب بگیر دولت شدندگرچه بودند، منبر و مداحی را به موقعیتی برای لجن پراکنی و تسویه حسابهای سیاسی بدل کرده اند . حکایتهائی را از تاریخ اسلام باستانشناسی می کنند که در صحت و سقم آن اختلاف است و زود به مصادیق دوران حاضروصلش می کنند. مردم ما هم چه ساده.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد