
هفته جنگ یا همان دفاع مقدس به پایان رسید .اما هر سال موضوع بحث برانگیز خاتمه جنگ ابعاد تازه ای به خود می گیرد. امسال با توجه به هجمه ای که مدتی علیه هاشمی رفسنجانی شروع شده اوضاع بگونه ای بود تا گفته شود او بوده که بعنوان جانشین فرمانده کل قوا شرائط را برای امام بحرانی جلوه داده تا او قطعنامه را بپذیرد.
در این میان صحبت از نامه ای می شود که امام بر آن مبنا اتخاذ تصمیم کرده است . هاشمی چند روز پیش اعلام کرد این نامه را فرمانده وقت سپاه به امام نوشته است اما محسن رضائی مدعی است که هیچ نامه ای به امام ننوشته است و معتقد است که این هاشمی بود که مشکلات اقتصادی را دلیل ناتوانی ادامه جنگ بیان می کرد .لکن امروز برای اولین بار متن نامه محرمانه امام برای خاتمه جنگ منتشر شد. که مستقیماً به همین نامه اشاره دارد که فرمانده وقت سپاه ضعف امکانات را دلیل عدم پیشرفت جنگ می داند و حتی امام به برخی مفاد آن اشاره کرده است.
موسسه نشر آثار امام قرار است در مورد صحت این نامه نظر دهد. آخرین واکنشها از سوی طلائی نیک ابراز شده که گفته است که محسن رضائی به درخواست هاشمی این نامه را نوشته است.!!
سردبیر رسالت انتشار این نامه را به مصلحت نظام ندانسته و جزو اسناد طبقه بندی شده قلمداد کرده است .
هر چه باشد ولوله ای بپا خاسته که معلوم نیست پای چه کسان دیگری به این میان باز شود.
حال دعوا بر سر چیست؟ اینکه چرا جنگ خاتمه پیدا کرد ؟ مگر خاتمه یافتن جنگ بد بوده که دنبال مقصر می گردند؟ شاید می خواهند در آستانه انتخاب خبرگان علیه عده ای از جمله هاشمی مجادله ای را شروع کنند تا آنها که دوست نداشتند در باغ شهادت بسته شود گم شدن کلیدش را به گردن هاشمی بیندازند تا رای دهندگان تشکیلاتی ، تصمیم دیگری بگیرند.

حتما به شیرینی فروشی تشریف برده اید بخصوص این روزها که زولبیا بامیه نباید از سر سفره افطار حذف شود مرتب به این مهم می پردازید.
اما هیچ دقت کرده اید وقتی درخواست یک کیلو شیرینی می کنید آقای قناد آنرا در جعبه مقوائی شکیلی ریخته و در آن را رویش گذاشته و برای شما می کشد.این جعبه حدود 200تا250 گرم وزن دارد. در واقع شما 800 گرم شیرینی خریده اید. و 200 گرم جعبه را هم به قیمت همان شیرینی به شما فروخته اند.
آیا این مصداق کم فروشی نیست؟ شما یک کیلو شیرینی درخواست کرده بودید اما چی عایدتان شده 800 گرم شیرینی بهمراه یک جعبه که دور می اندازید.
ممکن است بگوئید خوب شیرینی را که کف دستمان نمی توانیم بریزیم و با خود ببریم. بالاخره باید در ظرفی ریخته شود. درست!! اما مطلب اینجاست که آقای قناد می بایست یک کیلو شیرینی به قیمت هر کیلو 3000 تومان تحویل دهد نه 800 گرم !
جالب آنکه این جعبه را به نرخ شیرینی حالا هر نوع شیرینی ، می فروشند چه شیرینی 900 تومانی و چه 3000تومانی ، خوشمزه تر آنکه برای کیک های سفارشی هم از تخته فیبر و نئوپان و سینی های پلاستیکی استفاده می کنند .و جدیداً برای کلاس کار می خواهند MDFبکار ببرند؟؟.
هنگام عید که میوه های صندوقی می خرید ، آقای میوه فروش وزن جعبه را از میوه کم می کند و دیگر جعبه را به قیمت میوه نمی فروشد. اینجا هم بهتر بود که قیمت شیرینی را به وزن واقعی خودش محاسبه می کردند و برای هر جعبه مبلغ ثابتی (مثل پیتزا فروش ها ) دریافت می کردند تا مصداق کم فروش نباشد.
می گویند زمانی دورتا دور سبزه میدان بازار ، مغازه عطاری بود . در دو طبقه. یک شب آتش به این مغازه ها افتاد و همه چیز سوخت و از بین رفت جز دوتا مغازه که در این میان سالم مانده بودند . همه حیران بودند که چطور این دوتا مغازه در این وسط سالم باقیمانده و آتش به آن سرایت نکرده است.
گفته شد صاحبان این دو مغازه اجناس مورد نیاز مشتری هایشان را تو کفه ترازو کشیده و بعد در کاغذ یا پاکت می ریختند و به دستشان می دادند. تا به اندازه آن ورق کاغذ و یا وزن آن پاکت از جنس کم نگذارند . و کم فروشی نکنند.
تنی از ابدال گفته است:در بلاد مغرب ، گذرم به حکیمی افتاد که بیمارانی نزد او بودند و برای آنان شیوه درمانشان می گفت . پس پیش رفتم و گفتم:خدابرتو ببخشاید بیماری مرا درمان کن!ساعتی در چهره من نگریست و گفت:ریشه های فقر و برگ صبروهلیله فروتنی را بگیر و در ظرف یقین جمع کن و آب خوف بر آن بریز و آتش اندوه در زیر آن بیفروز! سپس آن را در صافی مراقبه بپالای و در جام خرسندی ریزوبا شراب توکل بیامیز و با دست صدق آن را بخورو با کاسه استغفارآن را بیاشام و سپس با آب پرهیزکاری دهان خودرا شستشو ده و از حرص بپرهیز!پس امید که پروردگار تو را شفا دهد.
کشکول شیخ بهائی
![]()
ماه رمضان که فرا می رسد توصیه های بهداشتی و تغذیه ای از تمام رسانه ها به اطلاع مردم رستانیده می شود. نوع تغذیه و نحوه خوردن آن در صدر این موارد قرار دارد که چی بخورید چقدر بخورید چطوری بخورید که از این نوع سفارشات به وفور دیده می شود.
من هم که مدتی است از همین جایگاه مرتب از خودم توصیه ارائه می دهم می گویم افطاری را که نمی شود پشت میز خورد حتماً باید روی زمین سفره ای پهن کرد و اطعمه و اشربه را فراهم آورد و تناول کرد. نمی گویم کم بخورید و یا آش رشته و حلیم و کله پاچه و زولبیا بامیه و نون بربری و سبزی خوردن و مغزه گردو چای شیرین و خرما و ارده شیره را روی هم دیگر توی آن معده بیچاره نریزید اما می گویم بعد از آن پای سریالهای رنگ و وارنگ تلویزیون نشینید چون تمام آنچه خورده اید دست نخورده چربی می شه و به تنتان می چسبه . سریالهائی که بعد از افطار سریال وار پخش میشه همه الحمدالله دارای پیامهای خارق العاده دینی است که باعث تحول می شود.
اما به خودتان رحم کنید طوری نشود که در انتهای ماه مبارک 5 کیلو اضافه وزن داشته باشید و چربی خونتان هم بالا رفته باشد.
افطار که کردید یه دست لباس ورزشی بپوشید و زباله ها را که می برید دم در بگذارید راه بیفتید و تا چند تا کوچه بالاتر تند پیاده روی کنید و یه مقدار آنچه انباشته اید بسوزانید !! در طول مسیر هم هرآنچه آیه و دعا و ذکر که بلدید بر زبان جاری کنید تا ثواب این ماه را هم کسب کنید . باور بفرمائید خیر شما در این است و نه لم دادن کنار سفر افطار و تماشای تلویزیون.