
یکباره دو روز وقفه افتاد.دقیقا" همان زمان که از ماندن در تهران و لذت بردن ازهوا و ترافیک روان آن می گفتم راه افتادیم و رفتیم کاشان !! آب و هوا عالی و شهر خیلی شلوغ بود.کنار پارکها مردم چادر زده و یا زیر انداری انداخته و بیتوته کرده بودند.باغ فین که غلغله بود .برای دیدن حمام فین مردم کلی تو صف می ایستادند.نباید از خوردن دیزی سنگی و کشک بادمجان و بستنی سنتی کتار جوی آب چشمه سلیمانیه که اطراف باغ فین جاری است دریغ کرد.دیدن خانه های تاریخی این شهر را نباید از دست داد بخصوص خانه عباسیان که برای خود شاهکاری است. البته خانه بروجردی ها و طباطبائیها هم بسیار جالب است.
بد شانسی که آوردم این بود که ساعتم را گم کردم البته شلوارم هم پاره شد با خود می گفتم چی می شد ساعتم پاره می شدو شلوارم گم می شد !! .اما همین که با این اوضاع و احوال سالم می رویم و می آئیم جای شکر دارد.

خوب!سری اول تعطیلات تمام شد. قصد داشتم مطالبی را برای این چند روز بنویسم ولی گفتم چی بگم !! به اندازه کافی از بهار و طبیعت و رویش جوانه این چند روزه شنیده ایم و نیز مناسب نبود این روزها را به مسائل سیاسی آلوده کنم از دیدو بازدید عیدانه هم که رسم تکراری هر ساله است که ناگفتنی است به همین خاطر به چند عکس بسنده کردم .چون مهمتر از همه خودم فرصت وحوصله نوشتن نداشتم .
امروز هم روز اول کاری است .طبق معمول همه چیز تق و لق است .فقط به دید و بازدید می گذرد وهمکاران از رویدادهای این چند روزه می گویند و می شنوند.
سلام چطوری ! سال نو مبارک . خوش گذشته؟ انشاالله سال خوبی داشته باشید !! و از این جور عبارتهای تکراری . خوب البته ، همین ها را باید گفت نمی شود که بایستیم و به هم دیگر نگاه کنیم .
اما تهران چه نفسی می کشه .آنها که مسافرت می روند چه اشتباهی می کنند که از این هوا و این خیابانهای خلوت بی بهره می شوند . اما درسته اگر اونها مسافرت نروند که شهر خلوت نمیشه !! پس خوب کاری می کنند . واقعا" یکسال تمام تو دود و ترافیک دست و پا می زنیم حداقل لذت این دو هفته را باید ببریم حیف است از دست بدهیم .نه؟
برای شروع ، امروز کافیه .باشه تافردا