راه آهن


دیروز پروژه بزرگ راه آهن مشهد ـ بافق (بعضیها هم می گویند راه آهن بافق ـ مشهد .نمی دانم کدام درست است!!) توسط رئیس جمهور افتتاح شد.
در اعلانات عمومی آن در روزنامه ها سخنی از مقام معظم رهبری آورده شده  :

« اگر قرار باشد بین هواپیما و راه آهن یکی را انتخاب کنید باید راه آهن را انتخاب کنید ؛ راه آهن یک وسیله ایست که مردم می توانند از آن استفاده کنند »

اگر تمام دلائل توجیهی پروژه های این مملکت اینگونه باشد خیلی جالبه

مقدسات


آقای محمدرضا خاتمی که قرار است پس از رئیس جمهور شدن آقای معین معاون اول او شود در مصاحبه ای گفته است:«اگر امام غایب و معصوم هم در راس حکومت قرار بگیرد باید بتوان به او انتقاد کرد و از عملکردش ایراد گرفت و در ملاعام استیضاحش کرد».
این سخن مستمسکی شده است تا عده ای  بلوا ایجاد کنند و واسلاما سر دهند که به مقدسات توهین شده است.
بیچاره امام زمان که جایگاه رفیعش توسط عده ای خشک مغز متحجر اینگونه مورد تعرض قرار می گیرد.
آنچه باعث شد به این مطلب اشاره کنم نوشته ای بود به قلم دکتر مهاجرانی در جواب همین گروه که بد ندیدم آنرا در اینجا بیاورم:

«این مثل را بارها شنیده‌اید که: زبان سرخ، سر سبز می‌دهد بر باد. می‌گویند این ضرب‌المثل اشاره به راه و روش و رسم ساسانیان دارد، مردم وقتی به حضور شاه می‌رسیدند همه وجود آنان چشم بود که شکوه حیرت‌انگیز شاه را ببینند، و نیز سراپا گوش بودند تا کلمات گهربار ایشان را بشنوند، سخن گفتن در حضور پادشاه امر محالی بود. گهگاه پرده‌داران که منتظر بودند شاه نزول اجلال بفرماید، به حاضران هشدار می‌دادند که مبادا سخنی بگویند که غباری بر خاطر ملوکانه بنشیند سفارش می‌کردند که: زبان سرخ سر سبز می‌دهد بر باد!
حتی خصوصی هم نمی‌شد سخنی برخلاف منویات ملوکانه گفت، شاه اساسا از خمیره‌ای دیگر بود و مردم از جنسی دیگر. شاه را خداوند با دست‌های خودش درست کرده بود. یکپارچه نور بود و مردم؟ از جنس خاک و: چه نسبت خاک را با عالم پاک.
فقط و فقط یک بار در تاریخ اساطیری ما این قرار و قاعده شکسته شد، و پهلوان ملی ما که می‌گفت:
که آواره و بد نشان رستم است
که از روز شادیش بهره کم است
وقتی کاوس با جهالت و جنون با رستم رویارو شد و دستور کشتن رستم را داد، رستم با همه وجود فریاد زد که:
چرا دارم از خشم کاوس باک
چه کاوس پیشم چه یک مشت خاک
اسلام آمد و این قرار و قاعده را بر هم زد. گفت: پیامبر هم از جنس شماست، به پیامبر گفت به مردم بگو که من هم بشری مثل شما هستم. جز این که از سوی خداوند به من وحی می‌شود. امیر مؤمنان علی علیه‌السلام به گونه‌ای رفتار می‌کرد که هیچ کس گمان نکند او تافته جدا بافته و از لون دیگری است. با صراحت در مورد شیوه رفتار و گفتار مردم با خود می‌گوید: از گفتن سخن حق و مشورت بر اساس عدالت خودداری نکنید، زیرا من خودم را فراتر از آن که خطا نکنم نمی‌دانم، و از آن در کارهایم ایمن نیستم مگر آن که لطف خداوند دستگیرم شود. (خطبه شماره 216 نهج‌البلاغه)
اما ما ایرانیان همان راه و رسم شاهنشاهی را در دوره اسلامی بازسازی کردیم و همان فره ایزدی را دوباره در صورتی جدید احیا کردیم. پیداست که امروزه کسی با امام زمان نه مشکلی دارد و نه انتقادی، اما وقتی راه از زاویه نظری بسته می‌شود که نمی‌توان از امام معصوم انتقاد کرد یا پرسشگری داستان به اینجا خاتمه پیدا نمی‌کند، در یک گوشه پرت‌وپلای ایران هم یک نفر پیدا می‌شود و می‌گوید من هم با واسطه نماینده امام زمانم، و خود را مصون و محفوظ از هر پرسش و انتقادی می‌داند».

روز معلم


دیروز تو روزنامه خواندم که امروز بازدید ازموزه حیات وحش دارآباد به مناسبت روز معلم  رایگان است.
حال مانده ام که چه ارتباطی بین روز معلم و موزه حیات وحش وجود دارد !!

تعارفات


 

تصورکنیددر یک میهمانی سر سفره غذا در حالیکه مشغول خوردن غذای خود هستید میزبان جهت بجا آوردن احترام خاصه با هدایت طرف دیگر سفره به یکباره کفگیر برنج را در بشقاب شما خالی می کند و دو تا تکه گوشت مرغ درشت نیز روی آن می گذارد.شما که سیر شده بودید و قصد کنار رفتن از سفره  راداشتید با چنین صحنه دهشتناکی روبرو می شوید.حال می مانید که با این پروژه چکار کنید.اگر بشقاب خود را نیمه کاره رها کنید که به ساحت مقدس سفره و میزبان بی احترامی کرده اید و اگر بخواهید به خوردن  ادامه دهید که شرائط بسیار سخت می شود.

 

اگر در یک میهمانی میوه هائی که در بشقاب جلوی شماست دست نخورده باقی بماند میزبان پس از اصرارهای فراوان ؛ به یک باره با یک کارد ،میوه های موجود در بشقاب جلوی شما را زخمی می کند تا شما در رودربایستی قرارگفته و آنها را بخورید.

نمی دانم شما این رفتار را چه می نامید اما من آنرا« میهمانی رفتن با اعمال شاقّه» می دانم.

وقتی سفره ای پهن شده و انواع اطعمه و اشربه مهیاست و شما دعوت به خوردن می شوید اینکه می خواهند همه مدل خوراکی را به کام شما بریزند نمی دانم چه صیغه ای است؟

 

تعارف به معنی خوش آمد گوئی است وتعارفات که جنبه زیبای فرهنگ ما را شامل می شود گاهی بعلت افراط در آن چهره زیبای خود را از دست می دهد.

البته کسانی که خود زیاد تعارف می کنند یا به قولی اهل تعارفند دوست دارند دیگران نیز اینگونه با آنها رفتار کنند و اگر با فردی روبرو شوند که اینگونه نیست رفتار اورا حمل بر بی احترامی و بی توجهی به خود می گذارند.

اما عده ای آنقدر  در این کار افراط می کنند که انسان دوست دارد زودتر از دست آنها خلاص شود به بیان دیگر اینگونه رفتار کردن بیش از اینکه جاذبه داشته باشد دافعه دارد.

 در چنین شرایطی انسان احساس می کند تمامآ زیر ذره بین قراردارد و هیچگونه آزادی عملی ندارد.

چرا نمی خورید، چرا کم خوردید، بیشتر بردارید، چرا کم برداشتید، تعارف می کنید ؟! ، تورو خدا ببخشیدا ؛  ببخشید پشتم به شماست ،ببخشید مزاحم شدم و…..

تمام اینها و خیلی چیزهای دیگر مواردی است که هر روز می شنویم و همه نشانه احترام و توجه به طرف مقابل است اما اگر از حد خوش بیشتر شود ناپسند است .