چهارشنبه همزمان با شهادت امیرالمومنین شبکه دو فیلم توبه نصوح محسن مخملباف را پخش کرد ، آنهم با اعلان قبلی و تاکید بر هنر نمائی فرج اله سلحشور و نه کارگردانی محسن مخملباف، علت اینکه چرا امروز با گذشت 26 سال تلویزیون این فیلم را مجددا پخش کرده نمی دانم در حالیکه تو همین سریالهای آبکی فعلی انواع و اقسام گناهان و مدلهای مختلف شیطان را به تصویر کشیده اند تا هشداری باشه برای مردم ، فقط مردم، که مواظب باشید دروغ نگوئید و اگر به مال وثروتی رسیدید دیگران را فراموش نکنید. حالا می خواستند با نمایش این فیلم سه دهه پیش که نمودی از فضای ایدئولوژیکی آن زمان بود، چه چیزی را به مردم حالی کنند نمی دانم.
با دیدن آن، سال 60 را بخاطر آوردم که تو سالن مسجد فاطمیه با بروبچه های دیگه پای دستگاه آپارت نشستیم و این فیلم را تماشا کردیم. خاطرم میاد دم در مسجد اطلاعیه تشکیل کلاسهای ایدئولوژیک نصب شده بود که نمی تونستم درست این کلمه را بخوانم ، در آن فضا محسن مخملباف چنین فیلمی را ساخت، الان محسن خان مخملباف در وادی دیگری سیر می کنه و فیلمهائی می سازه که نه تنها خودشان بلکه اسمشان را هم نمیشه تو این مملکت به زبان آورد. صحنه هائی را خلق می کنه که در کنار صحنه های فیلم توبه نصوح مصداق بهشت و جهنم است. آیا خود مخملباف هم از گذشته اش توبه کرده؟ البته او 8 سال پس از همین فیلم توبه کرد اون موقع که نوبت عاشقی و شبهای زاینده رود را ساخت. الان او در حال گذراندن سیرو سلوک عرفانی خویش در این وادی است.
البته این فیلم و بیشتر نامش یه خاطره دیگر را هم بیادم آورد و آن روایت قصه توبه نصوح مولانا در مثنوی معنوی توسط استاد ادبیات مان بود. چه با آب و تاب آن را بر زبان راند که باعث شد برخی از کلاس بیرون بروند و فردایش غائله ای بین برخی دانشجوها بوجود آمد و آقایان متهم به بی غیرتی شدند. یادش بخیر
خیلی اوضاع مسخره ای شده ، چه هیاهوئی به راه انداخته اند، به اسم یه عده خانواده شهید نشان "شجاعت علوی" که معلوم نیست از کجا این را درآورده اند به احمدی نژاد داده اند.
آقا پاشده بعنوان رئس جمهور یه مملکت رفته اونجا با آن موقعیت سیاسی اش و یه سری حرف زده حالا اینجا تند تند واسه هم نوشابه باز می کنند.
الهام میگه روسای جمهور برای دست دادن با او صف کشیده بودند، هاشمی ثمره می گه مرتب مردم آمریکا زنگ می زدند و بابت حرفها رئیس دانشگاه عذر خواهی می کردند( شاید خوانندگان روزنامه کیهان بودند)، این یکی مشاور فرهنگی اش ، کلهر، برگشته می گه، تو میزگرد شبکه دو، سخنان احمدی نژاد "نقطه عطفی در تاریخ بشریت است" معلومه اینها تازه احمدی نژاد را که دیده اند یاد بشریت افتادند،همانجور که او را از جنس مردم لقب دادند، اینها نه مفهوم نقطه عطف را می فهمند و نه از تاریخ بشریت سر درمی آورند اما خوب بلدند که چطوری برای یه سری عوام، منبر بروند و مهملات بهم ببافند.
تمام اینها برای اینه که کسی الان جرات نکنه مصادیق حرفهای گنده ای را که اونجا زده تو این مملکت ازش سوال کنه، که چطور با دانشجویان امیرکبیر در سخنرانی اش آن برخورد ها را کردند و یا اجازه سخنرانی ، حتی دینی به خیلیها نمی دهند ، یا چطور عده ای با ترفند های مختلف از صحنه انتخابات حذف می کنند و به به نام امنیت اجتماعی تو خیابان مزاحم مردم می شوند .
آیا بعد از ریاست جمهوری اش هم مثل خاتمی دعوت میشه که بره اونجا سخنرانی بکنه، فکر نمی کنم ونزوئلا و بولیوی هم سراغش بیایند چرا که امروز هم بخاطر بذل و بخششها از جیب این مردمه که تحویلش می گیرند.
بالاخره تمام این جارو جنجالها تمام میشه و اون موقع می شود بهتر از دستاوردها صحبت کرد.
نمی دونم چرا هر موقع این موارد را می بینم یاد اون صحنه از کارتون سیندرلا می افتم که وقتی پادشاه از وزیرش شنید که پسرش عاشق دختری با کفش بلورین شده است از فرط خوشحالی شمشیر را بر شانه او گذاشت گفت : از این به بعد من تورا به مقام إهن إهن منصب می کنم.