ننوشتن هم خودش یه دنیا حرف دارد. یه چیزی تو مایه های سکوت .اما دلیل من این چیزها نبود.مطلب بود اما فرصت نبود. اگر می خواستم چیزی تو این چند روز بگم شاید از گفتگوی با آمریکا می گفتم که به اندازه کافی کارشناسان ،هم به نعل زدند و هم به میخ که دو جانبه نبود و سه جانبه بود، در مورد ایران نبود و مسائل عراق بود، یه بار هم درخواست نکردند و چهل بار التماس کردند .ولی خوب اینو بگم فقط و فقط دولت احمدی نژاد می توانست باب این مذاکرات را باز کنه. حتی اگر رفسنجانی هم انتخاب می شد باز این وضعیت بوجود نمی آمد. شاید برداشت من صحیح نباشه.
فکر می کنید چرا رهبری دو هفته پیش عدم مذاکره با آمریکا را یک سیاست درست نظام نامید و بر آن تاکید کرد؟ جز مصرف داخلی چیزی داشت؟ کیهانی ها که تا روز قبل از مذاکرات مخالفت خود را اعلام می کردند فردای مذاکره تیتر زدند که "آمریکا تفهیم اتهام شد".
یااز قهرمانی سایپا مینوشتم آن هم به اندازه کافی بهش پرداخته شد و علی دائی از حضیض ذلت پس از جام جهانی به اوج موفقیت رسید و تعریف و ستایش های فراوان او آنقدر بالا گرفت که مجلسیان نامه نوشتند که حتماً مراسمی در شان او برگزار شود.
یا اینکه از گرفتاریهای این روزها تو بانکهای مختلف می گفتم که دستور رضاخانی احمدی نژاد چطور یکشبه همه چیز را بهم ریخته و به یکباره تمام برنامه ریزیها را دگرگون نموده است.
یاد دوم خرداد بخیر. چه روزهائی بود. چه زود گذشت . ده سال، آن روز من و خیلی ها مثل من خاتمی را انتخاب کردیم که ناطق رای نیاورد . آن روز 5 بهمن۷۵ ، تو خیابان فردوسی ، رو دکه روبروی بانک مرکزی وقتی عکس او را در صفحه اول روزنامه سلام دیدم که اعلام حضور کرده بود تا صبح سوم خرداد ۷۶ساعت 8 صیح که 5 میلیون رای از رقیبش جلو افتاده بود همگی بر شور و احساسات گذشت. حتی برای خودمان که پیروزی او را دوست داشتیم بازهم انتخابش خارج از تصور بود. اما شد.
یکباره توقعاتمان بالا رفت .هر روز از گوشه کنار هر کسی خود را طلبکار او فرض کرد و مدعی شد. و تا آنجا پیش رفت که بحث عبور از خاتمی مطرح گردید و علیه او شعارها دادند " بسه دروغ دروغ". اما او صادق ترین بود. بسیاری سکوتش مصداق بارز صداقتش بود.
گفتند اصلاحات ادامه خواهد داشت . اما اینگونه نشد همانها که از خاتمی و اطرافیانش خواسته ها داشتند که چرا و چنین و چنان نکرد به خانه ها خزیدند ودر خود فرو رفتند تا بقولشان کار یکسره شود و شد.
حالا ، همین چند روز پیش را می گویم ، خدا خدا می کردیم که قالیباف شهردار تهران بماند و بیادی و خادم شهردار نشوند. قالیبافی که یک روز پای نامه ای را امضاء کرد که تهدید آمیز ترین اعلان فرماندهان سپاه به خاتمی نام گرفت.
مردم رفتار عجیبی دارند زمانی خاتمی را انتخاب کردند تا ناطق رای نیاورد. احمدی نژاد را انتخاب کردند تا رفسنجانی انتخاب نشود و سری بعد حتماْ به هر کسی رای حواهند داد تا احمدی نژاد رای نیاورد. خاتمی آمد تا از قدرت قانون در جهت اداره امور استفاده کند اما از قانون قدرت غافل شد. در این مملکت قدرت بر قانون برتری دارد .باید برای آن راهی جست.
دوره احمدی نژاد به عقیده من دوره عزت خاتمی است. او هیچوقت نمی توانست از عملکرد دوره اش به این خوبی دفاع کند همانهائی که روزی فراتر از دوران او را تصور می کردند در حسرت یک ساعت از زمامداری او هستند .گرچه او دیگر به عرصه مسئولیت باز نخواهد گشت چون با شجاعت بیان کرده که سنش از این حرفها گذشته تا بلکه به گوش کسانی برسد که باید زودتر از اینها کنار می رفتند اما با این حال می تواند کانون همبستگی و اتحادی قرار بگیرد. احمدی نژاد با رفتار و گفتارش به نفع اصلاح طلبان رفتار می کند. او به عنوان یک یار اصلاح طلبان رفتار می کند . بسیاری از تابوها به دست او شکسته شد و می شکند . که در آینده مفید فایده خواهند بود .مطمئناْ انتخابات آینده هر چند فرمایشی دیدنی ترین آن خواهد بود.حتی اگر تمام رسانه ها را هم از اطلاح طلبان بگیرند .آنچاه هرروزه از زبان مردم می شنویم مبین این مطلب است. دوره ای دیگر از تحول آغاز خواهد شد شک نکنید .