سی دی فیلم اخراجی ها را یکی ازدوستان بهم داد و دیشب باتفاق خانواده نشستیم و تماشا کردیم.اواسط این فیلم پرفروش تاریخ سینمای ایران بود که افسوس خوردم چرا وقتم را به خاطر تماشای آن تلف کردم.
بازهم داستان تحول یک شبه در انسانها، عشق و عاشقی های سطحی ، این عاشق خواهر اون یکی است و اون عاشق خواهر این یکی و یکباره فرد از خود بیخود شده و از قید جان و زندگی اش می گذرد.بازهم ساختن موضوعی که دارای پیام است اما پیامی که دیگر جذابیتی ندارد و کارگردان خواسته با ایجاد یکسری هزلیات کلامی اونها رابهم بچسباند
اگر یه دوجین بازیگر اصلی و لودگی های سطحی اشان را کنار بگذارید که یقینا دلیل استقبال مردم هم همین ها بوده مابقی فیلم یکسری صحنه های کلیشه ای از جنگ است. که همانند آن را در فیلمهای معمول از این دست فراوان دیده ایم.
لودگی هایی که هیچ تازگی نداشته ولی چون مثلا اکبر عبدی با آن لهجه آذری اش بیان می کنه کمی جالب به نظر میاد. سطحی بودن این مطالب به آن حد می رسد که مثلاً از رفتارناپسند یک نفر برداشت بمب شیمیائی می کنند وهمه ماسک می زنند، نخوردن شربت که مبادا شهید بشن ، گزینش آبکی وسوالات سولفاته شده برای رفتن به جبهه ، خط شکنی و عبور از میدان مین بااشاره همان جک عبور از سیما و مینااز این قیبل اند.
ده نمکی ملغمه ای درست کرده است. شنیدم بعضیها می گفتن چرا کارگردانان دیگر چنین فیلمی نساختند.یقیناً اگر کمال تبریزی می خواست بسازد بازهم مانند " لیلی با من است" می ساخت که این فیلم قابل قیاس با آن نیست.
در طول تماشای فیلم به هیچ عنوان فکری به سازنده اش نکردم اما وقتی این سازنده را دخیل کنید خواهید دید چقدر ما مردم سرکار هستیم. عده ای که تا دیروز سردسته غوغا سالاران(بقول فیلم مکس) بودند حالا سردمدار کارهای فرهنگی شده اند .همانهائی که در کارنامه افتخاراتشان ضرب و شتم خیابانی مهاجرانی و نوری ودانشجویان بی دفاع کوی دانشگاه را دارند.روزی فیلم فقرو فحشا را مونتاژ کردند و امروز ترانه های آنور آبی را در کاروان عازم به جبهه می خوانند. آیا مسعود ده نمکی می خواهد مخملباف دیگری شود؟ آیا اگر این فیلم را کس دیگری ساخته بود بجرم اهانت به جبهه و جنگ جلوی آن را نمی گرفتند؟

شعری زیبا با صدای محمد نوری
ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود
رنج دوران برده ایم
ما برای آنکه ایران گوهر تابان شود
خون دلها خورده ایم
ما برای بوییدن بوی گل نسترن
چه سفرها کرده ایم
ما برای نوشیدن شورابه های کویر
چه خطرها کرده ایم
ما برای بوسیدن نام گلی ناشناس
چه سفرها کرده ایم
ما برای بوسیدن خاک سر قله ها
چه خطرها کرده ایم
ما برای خواندن این قصه عشق به خاک
رنج دوران برده ایم
ما برای جاودان ماندن این عشق پاک
رنج دوران برده ایم
و حالا یه نفر پیدا می شه که می خواد همه چیز را به باد بده
دوست طلبه ای بود که هر موقع صحبت از ازدواج می شد می گفت که من دو موضوع برایم خیلی مهم است که در انتخاب همسر آینده ام مد نظر دارم. نه فامیل باشه و نه شاغل.
دیروز با خبر شدم با دختردائی اش که دانشجوی رشته پزشکی است ازدواج کرده، آی پدر عشق بسوزه!

چه روزی بود دیروز. هرجا را که نگاه می کردی جشن و شادی و پایکوبی بود. کارناوالهای موسیقی در شهر به راه افتاده بودند.مردم سر از پا نمی شناختند. بالاخره هسته دار شدیم. همه دوست داشتند فقط در یک مورد با هم صحبت کنند. روز ملی هسته ای!! زرشک
اتوبوس و مترو رایگان بودواقعاً که ایثار کرده بودند. مردم هم واقعاً حال کردند 20 تومان تخفیف بلیط اتوبوس و 75 تومان تخفیف بلیط مترو .همه با تمسخر برخورد می کردند. موضوعی را که هنوز مردم اهمیت آن را لمس نکرده اند این همه دادار دودور واسه چیه؟
احمدی نژاد کلی بخودش فشار آورد که نشان دهد احساساتی شده و اشکی بریزد لاریجانی هم حاضر نشد از تعداد واقعی سانتزیفیوژهای وارد مدار شده آماری بدهد و به خود سازمان حواله داد. . آقازاده دیشب یه سری کلی گوئی کرد. چیزی که من فهمیدم بسترهائی از کار را بقول ایشان فراهم کرده اند. حتی گفت برای راه اندازی آن دو سال زمان نیاز خواهد بود. پس چرا اینهمه آقایان خودشان را تحویل می گیرند و واسه هم نوشابه باز می کنند.
تو اداره که واسه میلاد پیامبر اعظم شیرینی ندادند دیروز شیرینی دادند. شیرینی خامه ای، می گفتند این شیرینی انرژی داره ولی هسته نداره!