اگر سر به زیر باشی می گویند احمق است ، اگر غمگین باشی می گویند عاشق است ،
اگر مالت را با حساب خرج کنی می گویند خسیس است . اگر دست و دل باز باشی می گویند ولخرج است . اگر خوش لباس باشی می گویند ژیگولو است . اگر بد لباس باشی می گویند شلخته است . اگر دیر زن بگیری می گویند مرد نیست . اگر زود زن بگیری می گویند آتشش تند است . اگر فقیر و بی پول باشی می گویند بی عرضه است . اگر پول دار باشی می گویند اهل زد و بند است . اگر بی قید باشی می گویند لات آسمان جول است . اگر بخندی می گویند همیشه نیشش باز است اگر اخم کنی می گویند عبوس و بد اخلاق است اگر خوش سر و زبان باشی می گویند چاخان است .....
حالا شما بگوئید آخر با کدام ساز این مردم باید رقصید که خوششان بیاید .!!!
نت

روند ایجاد محدودیت برای جامعه و مردم نه تنها کند نشده بلکه شتاب هم گرفته است. ایجاد محدودیت بعنوان یک راهبرد اساسی در دستور کار مدیران ارشد این مملکت قرار گرفته است. ایراد عمده هم بیشتر به دائمی بودن این محدودیت هاست.
طرح ترافیک برای کنترل عبور و مرور اتومبیل ها بوجود آمد و به مرور طرح زوج و فرد به آن اضافه شد و حالا گفته می شود گستره آن قرار است بیشتر شود.حالا قرار شده جلوی ماشینهای تک سرنشین را هم بگیرند. موضوع به همین جا ختم نشده و دیروز عنوان شد که به دولت پیشنهاد شده که منبعد اگر کسی خواست اتومبیل بخرد می بایست دارای پارکینگ باشد. فکرشو بکن!! مردمی که الان تو کوچه های شش متری ساکن هستن که روزی آپارتمانهای بزرگ بدون پارکینگ در آن ساخته شده آنهم به خاطر بی تدبیری گروهی دیگر در شهرداری حالا باید تاوان آن را پس دهند و اگر بخواهند صاحب اتومبیل شوند نتوانند.و باز فکر کنید دلالی و سند سازی برای پارکینگ چه رواجی خواهد یافت. گویا هیچ پایانی برای این تصمیمات خلق اساعه وجود ندارد.
بعد از بستن فله ای مطبوعات و قلع و قمع روزنامه نگران ، وزیر ارشاد دولت کریمه نطق کردند و گفتند که نیازی به احزاب نداریم و روحانیون و بسیج می توانند نقش احزاب را بعهده بگیرند. گویا قرار است بودجه احزاب را هم قطع کنند. اینکه احزاب مواجب بگیر دولت باشند از نفس ایجا آن بدور است اما اینکه آقایان همین اندازه هم تحمل یک تشکل منفعل را هم ندارند نشانه اقتدار طلبی آنهاست.

یه املت بلد بودم بپزم که اون هم با این وضع گوجه فرنگی و تخم مرغ جزو غذاهای اشرافی شده که دیگر امکان خوردنش نیست.
آن موقع می گویند گرانی امسال کمتر از سال گذشته است. تو مملکتی که گوجه فرنگی اش کیلوئی 2500 تومان (تازه فروشنده میره از پشت مغازه میاره) و موز وارداتی اش کیلوئی 600 تومان است معلوم است که همه چیزش برعکس می شود.به اون مردم دو دهک پائین جامعه باید بگیم اگر نمی توانید گوجه بخرید ، موز که می توانید بخورید و از همه مهم تر بزودی می ریم بالای قله هسته ای و جشن بزرگی برپا می کنیم.
فصل بودجه نویسی است و رئیس جمهورش مارکوپلو وار در سیرو سفر است. آن هم به چند تا کشور خاص ، واقعا چه نفعی برای مملکت ما دارد. قرار است اینها چه تاجی به سر ما بزنند . چهارتا کشور که خودشان درگیر مسائل داخلی و خارجی هستند البته بگویم وضعشان از ما بهتر است .این سفرهای بی نتیجه و تکراری حتی صدای مجلسی ها و طیف های حامی دولت هم درآمده است. در این یکسال و نیمه از دولتش این چهارمین باره که به ونزوئلا رفته ، هوگو چاوز هر چقدر هم بر علیه آمریکا حرف بزنه ولی اقتصاد مملکتش را فدای آن نخواهد کرد. فقط مائیم که با همه فرق داریم.
****
عضو کمیسیون کشاروزی مجلس:
گوجهفرنگی یک محصول لوکس در اواسط زمستان است و دلیلی ندارد همه مردم از آن استفاده کنند
انرژی هسته ای حق مسلم همه است اما خوردن گوجه فرنگی حق یه عده خاص