چرا رای دهیم؟

وسط سریال با مظفر یهوئی!! یه گزراش انتخاباتی پخش می شود. . سعی شده از چهره های هنری یا ورزشی باشند تا شاید جلب نظر کند. بمباران تبلیغاتی انتخابات فراوان است .

تصاویرکاندیداهای" رایحه خوش خدمت" را دیده اید? از صدر تا ذیل آن کپی برابر اصل احمدی نژادند. این حرف من نیست خودشان نیز به صراحت گفته اند. لیستی که دربالای آن آبجی پروین حضور دارد قرار است با ورود به شورا بو ی نفرت را هر چه بیشتر بپراکنند. اما الان از عشق خدمت و دوستی مردم می گویند.

من خودم هیچ اصراری به لیست اصلاح طلبها ندارم . اما حداقل دیگر نمی خواهم کسانی هم کیش و مسلک این شخص انتخاب بشوند. این حتی در بین خود اقتدار گراها هم مطرح است و این چند دستگی ها  همه نشانه از نارضیتی از خودخواهی های این فرد است.

رای ندادن دردی را دوا نخواهد کرد.جز آنکه شبانه روز شاهد رفتار و گفتار عده ای بی خاصیت و پر مدعا باشیم که با پرروئی بر زندگی ما چنگ اندازی می کنند. گروهی که حتی در اندازه های کوتوله های سیاسی هم قرار ندارند.

دوست ندارم جوانکی مثل بذر باش که روزی سردسته چماقدارهای دانشگاه بوده  روزی جای این خوش تیپ قرار بگیرد.

برخورد از نوعی دیگر

از ظهر تا حالا تمام سایتها و وبلاگها به رخدادهای امروز دانشگاه امیرکبیر پرداخته اند.همه از یک تشنج و اعتراض وسیع در مراسم سخنرانی احمدی نژاد می گویند.برای اولین بار بعد از روی کارآمدن دولت جدید، اعتراضات علیه احمدی نژاد شکل علنی به خود گرفت.

شبیه همین جریان هم برای خاتمی پیش آمد .اما فرق این دو رئیس جمهور این بود که خاتمی در سال آخر 8 سال زمام داری اش با این صحنه ها روبرو شد ولی احمدی نژاد در سال دوم دوره چهاره ساله اولش شاهد چنین برخوردی بود.

اما رویداد امروزفرق بزرگی با آن قبلی داشت و آن این بود که امروز در یک شرایط بسته و خفقان آور دانشجویان دست به این کار زدند.

نمی توانم بگویم این کار خوبی بوده است. و بخصوص با جو حاکم بر جامعه معلوم نیست چه برخوردی با آنها خواهد شد. حتی احمدی نژاد به صراحت این عده معترض را آمریکائی خطاب کرده و گفته دانشجو نما ها را به صلابه می کشند.لینک

منتظر بودم ببینم اخبار 8:30 شبکه دوم که بیشتر حاشیه ای است رویداد امروز را چگونه نمایش خواهد داد. از این وقیحتر نمی توانست باشد . نمی دانم در عصری که خبرها دیگر حد و مرزی نمی شناسد چطور گردانندگان این رسانه به خود شان اجازه می دهند اینگونه خبرها را وارون جلوه دهند. هیچیک از شعارها و هو کردنهای جمعیت معترض پخش نشد . هر چه بود سخنان احمدی نژاد بود که به صورت منقطع پخش شد. در یک تصویر دور کاغذی را هم نشان داد که آتش می زدند و همچنین دوربین سرنگون شده صدا و سیما در غیر آن شعارها و دست زدنهای حامیان او بود که به نمایش درآمد. اما همین رسانه در جریان خاتمی تمام اعتراضات و هو کردنها را به نمایش گذاشت.

اما بقول یکی از سیاسیون که چندروز پیش گفت دوره ماه عسل دولت نهم هم تمام می شود باید گفت نشانه های آن آغاز شده است. موج گرانی روزهای اخیر و بگیر و ببندهای نمایشی نانواها و توزیع عدالت محور کالاها در خیابانهای شهر و و این حاشیه ها و شعارها خبر از حرکت یک جریان می کند.

اما خوشبین نیستم یا بگویم نگرانم اینها رحم نخواهند کرد و فضا را از این که هست بسته تر خواهند نمود.تا شنبه باید منتظر بود تا سرنوشت شوراها مشخص شود .شاید روزنه ای ایجاد شود.

اما سوالی که باقی است اینکه چرا احمدی نژاد مراسم 16 آذر را روز 20 آذر برگزار کرد و به دانشگاهی رفت که دو هفته پیش دانشجویانش وزیر علوم دولت او را برای تدریس به دانشگاه راه ندادند؟

 

تیر خلاص

سری عکسهای اعدام کردها در سال 58 و افشای نام عکاس آن بعد از26 سال که عکاس آن برنده جایزه پولیتزر شد ، بار دیگرباعث رونمائی چهره ای دیگری از حوادث آن دوران شده است.

خلخالی حاکم شرع آن دوران خود چند سال پیش از این پس از مدتها خانه نشینی و مبتلا شدن به امراض مختلف از دنیا رفت. بقیه هم که مجری بودند و معلوم نیست الآن در چه شرایطی هستند. اگر آن روز با چاپ این عکس در روزنامه اطلاعات برخی افکار آماده پذیرش آن بود  نمی دانم آیا امروز کسی پیدا می شود که از این عکسها صحبت کند و از اتفاقات آن زمان دفاع نماید.

خاطرم میاد در مراسم چند سال پیش دهه فجر عکسهای آن زمان انقلاب را تلویزیون نمایش می داد و فردی را انتخاب کرده  و می خواست تا هر کس او را می شناسد اعلام نماید تا اگر زنده است مصاحبه ای با او بشود.بد نیست امروز هم از میان این عکسها افرادی را ، مثلاً همانی که تیر خلاص می زند، انتخاب نموده و به صحنه بیاورند و با او صحبت کنند.ای بابا چقدر خوش خیالیم ، خود عکاسش 27 سال قاچاقی زندگی کرده حالا هم معلوم نیست چه بلائی سرش بیاید.

ولی یک سوال چرا بعد از این همه سال این عکسها امروز دوباره باید منتشر شوند؟

 

آب معدنی

چهارشنبه ای آب اداره قطع شد. چندروزی بود که عصرها یکی دو ساعتی آب قطع می شد اما از صبح اتفاق نیفتاده بود. دو ساعتی گذشت آب نیامد.رو در WCنوشتند آب قطع است . ظهر شد و آب نیامد . مسجد هم که این نزدیکی ها نیست .(یکی از استفاده های مسجد نیز همین است). کم کم همکاران مشغول رکورد گرفتن بودند تا اسمشان تو کتاب گینس ثبت شود. بالاخره رفتند از سر خیابان چند بطر آب معدنی خریدند. آنها که عجله داشتند ، با یک بطر و بعضی ها با دو بطر آب معدنی دماوند راهی WCشدند. خوب تو وهله اول مصرف  آب خوردن به آن قیمت ، جهت طهارت کمی ناخوشایند می نمود ولی دیدیم  هر روز ما همین آب تصفیه شده را بی حساب و کتاب آلوده کرده و راهی فاضلاب می کنیم.

بعداً هم متوجه شدیم لوله اصلی آب تو خیابان شریعتی شکسته و کف خیابان نشست کرده و بقیه قضایا... می گویند 30 درصد آب تصفیه شده تهران از این لوله ها هدر می رود . نمی دانم چرا 60 سال پیش شاه این لوله ها را درست و حسابی نساخت که حالا باید خراب بشوند و این قدر آب اسراف شود