لحظه های کاغذی

مجسمه ملانصرالدین

خسته ام از آرزوها ، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی ، بالهای استعاری

 

لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانی،زندگی های اداری

 

آفتاب زرد و غمگین ، پله های رو به پایین
سقفهای سرد و سنگین ، آسمانهای اجاری

 

با نگاهی سر شکسته،چشمهایی پینه بسته
خسته از درهای بسته، خسته از چشم انتظاری

 

صندلی های خمیده،میزهای صف کشیده
خنده های لب پریده ، گریه های اختیاری

 

عصر جدول های خالی، پارک های این حوالی
پرسه های بی خیالی، نیمکت های خماری

 

رو نوشت روزها را،روی هم سنجاق کردم:
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

 

عاقبت پرونده ام را،با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزی ، باد خواهد برد باری

 

روی میز خالی من، صفحه ی باز حوادث
در ستون تسلیتها ، نامی از ما یادگاری

 قیصر امین پور

به به چه امنیتی

بعد از تعیین ساعت کار جدید بانکها که بسیار کار بجا و اندیشمندانه ای بود چرا که در طول این 27 سال دولتها همواره سعی داشتند چنین کاری را انجام دهند اما جرات و جسارت آن را پیدا نکردند.

امروز هم تصمیم دیگری از این نوع گرفته شد و آن تعیین ساعت کار بهشت زهرا بود البته نه ساعت کار قسمت مرده شور خانه بلکه ساعت بازدید از این مکان مشخص شد که به نظرم نمونه یک کار کارشناسی شده است. و نشان دهنده اشراف کامل دولتمردان به تمام جوانب زندگی مردم است. چنین دقت نظری آگاهانه از سوی دولتمردان قبلی کمتر مشاهده شده است .اهمیت تعیین این ساعت کار وقتی بیشتر مشخص می شود که بدانیم که برای بانکها که مرکز تجارت و گردش پول و ثروت می باشدعلت تغییر ساعت کاهش ترافیک بود ولی در مورد تعیین ساعت کار بهشت زهرا مسائل امنیتی و حفاظتی علت اصلی بوده است.جا دارد تا از تمام خدمتگزاران این مرز و بوم تشکر نمایم که اینگونه از شهروندان ، نه تا دم مرگ (لحظه سقوط) بلکه در قبر هم حفاظت می کنند.

                                                                                       نوکر ملا باقر

 

سقوط در سقوط

معمولاًدرسالگرد یک رویداد یا مناسبت ، مراسمی درخورآن برگزار می شود.حال این رویداد شادی آفرین باشد یا حزن انگیز تفاوت نمی کند.

امسال هم دقیقاً در سالگرد سقوط هواپیما سی130 که 100 نفر جان باختند یک هواپیمای دیگر سقوط کرد تا در نوع خودمراسمی در خور باشد. 40 نفر هم کشته شدند. دیشب خبر سقوط این هواپیما سومین خبر تلویزیون بود. می بینید چقدر همه چیز عادی شده است. جالبه ایسنا دیروز از قول رحیم صفوی این رویداد را مشکوک دانست و احتمال خرابکاری داد ولی امروز او تو مراسم تشییع گفته این کاملاً عادی است و هواپیما نقص داشته و باید می افتاد.(این آخریش برداشت خودم بودُ باید امانتداری کرد)

****

فرصت کردید فیلم "م مثل مادر " را ببینید. البته دو سه تا جعبه دستمال هم همراهتان باشه بد نیست. end گریه است.البته احساسات خودتان را هم کنترل کنید تا غش نکنید.

****    

برای اطلاع کسانی که دستشان تو خرج نیست!! بگم تخم مرغ تو میادین شهرداری کیلوئی 950 تومانه.زنبیل و بردارو بیار،‌آی نفتی!!

 

رفاه تخم مرغی

این همان رفاهی بود که قولش را داده بودند. همان رسیدگی به مشکلات مردم و محرومین ، همان آوردن پول نفت سر سفره مردم ،اما ای دل غافل که حتی تخم مرغ را از سفر آنها حذف کردند. و حالا از این کارهای نمایشی می کنند و به خیال خامشان در حال کنترل بازار هستند .تصور می کنند با یکی دو تا وانت تخم مرغ اونم تو چندتا خیابان قیمت پائین میاد. چه کنند کارشناسان آنها اینطور نظر داده اند این هم یه روش انقلابی است .گفته می شود نحوه اجرای این تصمیم انقلابی به این شکل بوده که وزارت جهاد و بازرگانی تخم مرغ را به قیمت شانه ای 2000 تومان خریده و به مردم 1200 تومان می فروشند. بازهم سوبسید و بازهم پول مفت نفت که حیف و میل می شود.