
مردم لبنان پس از یک دوره آرامش چند ساله که منجر به بازسازی خرابی های آن کشور شد بار دیگر به ورطه جنگ وارد شده است .در این میان تمام تاسیسات زیر بنائی آن کشور به یکباره در حال نابود شدن است.
رفیق حریری نخست وزیر فقید آن کشور که خود یک سرمایه دار بزرگ بود با جذب سرمایه های خارجی بار دیگر چهره لبنان را بعنوان عروس خاورمیانه به دنیا شناساند.مردمی که آزادانه در کنار یکدیگر زندگی می کنند. با خودم می گم در یک کشور مسلمان ، چه خوب مردمش پذیرفته اند که صرفنظر از دین و آئین خود ارکان حکومتی را بین خود تقسیم کنند و همه در جهت آبادنی آن تلاش کنند.
حتی همین مردم گروه حزب الله را بعنوان یک گروه مقاومت در راستای حفظ مملکتشان مورد تایید قرار می دهند. مطمئناً شیعیان آن کشور دیدگاهی مترقی تری نسبت به شیعیان بلاد دیگر دارند . اما حیف که دیگران ! اجازه نمی دهند روی آرامش و آسایش را ببینند. مثل هر جنگی این در این جنگ نیز منافع گروهی نهفته است . و اگر هر چه زودتر آتش بس حاصل نشود با کشاندن سوریه و در پی آن ایران ، منطقه شاهد یک نزاع همه جانبه خواهد بود.یکی از گزینه هائی که پیش خود تصور می کنم منفعتی است که ایران از این میان کسب می کند تصور می کنم حال که پرونده اتمی ایران به مرحله ای حساس رسیده است منحرف نمودن آن بواسطه این جنگ و افزایش قدرت چانه زنی ایران بواسطه میانجیگری در لبنان می تواند یکی از اهدافی باشد که ایران تصور می کند می تواند طبق آن امتیازی بدست آورد. اما از آن طرف هم آمریکا قصد دارد با بحرانی کردن منطقه و کشاندن پای سوریه به میدان ،که دیگر شخصی چون حافظ اسد بر آن حکم نمی راند و از داخل نیز دچار بحران سیاسی است ، در پی فشار بیشتر برای انحراف موضوع عراق و خلع سلاح حزب الله باشد.

مهربانى مادران چه منطقى دارد و چطور مى شود محاسبه اش کرد. حتى با کلمه بى در و پیکر عشق هم نمى توان تحلیل کرد که مادران چرا اینگونه محبت مى کنند و آن هم بى دریغ و بى چشمداشت. مى توان مطمئن بود که مادر مى تواند هر خطایى و گناهى که از فرزند سربزند به دیده لطف ببخشد و بیا مرزد. مى تواند محبت را به طرز یکسویه اى نثار کند و بى چشمى به سپاس بچه ها، خم به ابرو نیاورد و باز خنده اى لطف آگین کند و دست نوازشى بر سرشان بکشد. جالب اینجا است که زیر و زبر شدن هاى روزگار و ترک خوردن سنت و زلزله هاى مدرن هم نتوانسته مادر را قلب ماهیت کند
اگر مى شد دستگاهى ساخت تا جنس محبت را شناسایى کند و علتش را توضیح دهد، به محبت مادرانه که مى رسید حتماً دست ها را بالا مى برد و سینه اش مى سوخت و کارش را کنار مى گذاشت
جالب است که زنان بدسرشت نیز مادران مهرپرورى هستند و فرزندان تبهکار هم پیش مى آید که مادر دوست باشند. شاید رمز بهبود اوضاع جهان بسط مهر مادرى باشد. حسابش را بکنید که اگر اندکى از این محبت لایزال مادرانه نصیب دیگران و دیگران مى شد دنیا فانى نبود. آرزوى مادرانه شدن دنیا را باید داشت. این آرمانى ترین و واقع گرایانه ترین امیدهاست شاید. « محمد رهبر»

آهو خیلی خوشگل و خانم بود.
یک روز یک پری به سراغش اومد و بهش گفت:آهو جون! دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه ، بگو تا برات برآورده کنم
آهو گفت: یه مرد مهربون ، خونسرد و زحمت کش
پری آرزوی آهو رو بر آورده کرد و آهو زن یک الاغ شد
شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند
حاکم پرسید: علت طلاق؟
آهو گفت: تفاهم اخلاقی نداریم ، این خیلی خره
حاکم:دیگه چی؟ ـ آهو: شوخی سرش نمیشه تا براش عشوه میام ، جفتک می اندازه
حاکم: دیگه چی؟ ـ آهو : آبروم پیش همه رفته ، همه میگن شوهرش حماله
حاکم: دیگه چی؟ ـ آهو : مشکل مسکن دارم ، خونه ام عین طویله اس
حاکم: دیگه چی؟ ـ آهو : اعصابمو خرد کرده هرچی ازش می خوام ، مثل خر بهم نگاه می کنه
حاکم: دیگه چی؟ ـ آهو : تا اعتراض می کنم صداشو بلند میکنه و عرعر می کنه
حاکم: دیگه چی؟ ـ آهو :ازمن خوشش نمی آد ، همه اش می گه لاغر مردنی تو مثل مانکن مونی
حاکم رو به الاغ کرد و گفت : آیا همسرت راست می گه؟
الاغ گفت :آره
حاکم گفت: خوب چرا اینکارارو می کنی؟ ـ الاغ : واسه اینکه من خرم
حاکم فکری کرد و گفت : خوب بنده خدا خره دیگه ! چی کارش می شه کرد؟

سالیان قبل کارتونی از تلویزیون پخش می شد بنام "ماجراهای سند باد" که جزو زیبا ترین کارتونها ی آن دوران بود. از آنجا که برخی کارتونهای قدیمی مثل پلنگ صورتی ، تنسی تاکسیدو، یوگی و دوستان که مدتی زمان زیادی بنا به عللی پخش نمی شدند ، مجدداً به نمایش درآمدند معلوم نیست چرا کارتون سند باد شامل این گروه قرار نگرفت.