
سروده ای که مهردادکاظمی در دهه فجر سال 69 در باشگاه شماره یک نفت خواند.بیاد آن روزهای خوش
ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود
وان دل که با خود داشتم با دل ستانم می رود
من مانده ام محجور از اودرمانده و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می رود
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی ماند که خون بر آستانم می رود
محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود
او می رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرود
با این همه بیداد او ، وان عهد بی بنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود
باز ای و در چشمم نشین ای دل ستان نازنین
کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

اوضاع جهان که بس مشوش بینی
چون طره ی دلبران مهوش بینی
گردیده معرفت بدان بگشائی
ای آنکه دوای دردمندان دانی
راز دل زار مستمندان دانی
حال دل خویش را چه گویم با تو
ناگفته تو خود هزار چندان دانی

روال وبلاگم بهم خورده ، فرصت سرخاراندن ندارم ، صبحها با کله پزها می رم سرکار ، شبها هم با مطربا بر می گردم خونه، اونم واسه چی ، یه لقمه نون ناقابل !! خدا رحم کرده یه لقمه می خواهیم در بیاریم اگر قرار بود چندتا لقمه باشه ، واویلا.
حالا این ها که مشکل نیست ، مشکلات بسیار بزرگ فراوانه ، مثلا" چی ؟ مثلا " همین استادیوم رفتن خانمهای محترمه و به خطر افتادن پایه های اسلام راستین!! چطور ؟
هر چی می خوام چیزی ننویسم نمی شه.
قرار شد از اول اردیبهشت با بد حجابها برخورد کنند . خوب چه نیکو !! اما پیرارسال می گفتند با مانتوهای کوتاه برخورد می کنیم پارسال گفتند با مانتوهای کوتاه و شلوارهای کوتاه مقابله می کنیم امسال روسری های کوتاه هم به دو تای قبلی هم اضافه شد حالا سال دیگه کدام تکه لباس کوتاه می شه معلوم نیست. بگذریم
اما یه دفعه این محمود جان دلبر نطق فرمودند که مبارزه با بد حجابی نبایستی به برخورد با افراد جامعه بیانجامد .خوب چکار کنند .قرار شد مهرورزی کنند . دستور اکید داد که بهترین جایگاهها را به خانمها اختصاص دهند.

چه قشقرقی راه افتاد. نوری همدانی ، صافی گلپایگانی ، فاضل لنکرانی و یکسری از این علما اطلاعیه پشت اطلاعیه که بشتابید و به داد اسلام برسید که " رفت اسلام".
این آقایان فرمودند : چون دیدن بدن برهنه مرد برای خانمها حرام است پس نباید این شرائط برای خانمها فراهم شود . چرا که ایجاد مفسده می کند . و چون این آقایان علما مسئول معاشرت افراد جامعه هستند لذا باید مانع آنها شوند.
بعد رئیس تربیت بدنی گفت فقط به خانمهای متاهل اجازه حضور خواهیم داد. حالا چه جوری می خواهند روز یک مسابقه متاهل بودن خانمها را ثابت کنند نمی دانم. اینکه یک خانم با یه آقا دست هم را بگیرند و وارد استادیم شوند که دلیل متاهل بودنشان که نیست .اگر اینطور باشه هرکی با یکی راه می افته میره استادیوم احتمالا بلیطها را پیش فروش خواهند کرد و قبلش باید صحت تاهلشان بوسیله ارائه قباله ازدواج و شناسنامه هایشان و حضور پدر و مادرشان و دو شاهد به اثبات برسد.
حالا هم بحث امنیت را به میان می کشند که مثلا بگویند ما به فکر امنیت مردمیم .البته به نظرم این یکی را راست می گویند. هنگام مسابقه ایران و ژاپن چهار تا خانم ژاپنی به استادیوم آمدند و بعد از بازی 5 نفر زیر دست و پا مردند حالا حساب کنید اگر چندین هزار نفر خانم بیایند چند نفر کشته می شوند
البته من می گم این آقای نوری همدانی و فاضل لنکرانی را یه بار محض رضای خدا بردارند ببرند استادیوم آزادی روی سکوی بنشانند و بهشان بگویند اصلا" از این بالا می توانید فوتبالیستها را درست و حسابی ببینید که حالا چسبیده اید به برهنه بودن یک قسمت از پایشان.
حالا این که چیزی نیست ، نشریه پرتو سخن که افکار آقای مصباح را نشر می دهد به پخش مسابقات کشتی اعتراض کرده و لفظ تصاویر وقیحانه را برای آن بکار برده است.
آقا ! من فکر می کنم یا اینها دیگر این چیزها را پخش نخواهند کرد و یا خواهند گفت کشتی گیران و وزنه برداران لباس بلند مثل ماکسی یا دشداشه های عرب ها به تن کنند و بعد مسابقه دهند. حال در نظر بگیرید حسین رضا زاده با یه همچین لباسی بره و وزنه بزنه .
نمی دانم اینها که برای مسابقه کشتی کلمه وقیحانه بکار می برند وقتی پای تلویزیون می شینند و مسابقه را تماشا می کنند توجه اشان به کجاست؟!! و چی می بینند ه دیگران متوجه نمیشوند !! گویا به چیزی که اصلا" توجه ندارند خود مسابقه است و انگار صور قبیحه می بینند .اینطور نیست؟