نامه گنجی


ساعتی پیش نامه ای از اکبر گنجی منتشر شد . رادیو فردا متن نامه او را که خطاب به همسرش نوشته شده اعلام کرد. می توانید متن کامل را اینجا بخوانید.

راه



راه شمائید و رونده شما ،و آنگاه که یکی از شما از پای می افتد، افتادنش زنهاری است از برای آنها که از پشت سر می آیند ، تا پایشان به سنگ نگیرد .

                                                                                  جبران خلیل جبران                

  
                                                       

 عقاب راز طول عمر را از کلاغ پرسید

کلاغ گفت : نباید بلند پرواز باشی ، نباید گوشت تازه بخوری، باید از لاشه های سرد کنار چشمه تغذیه کنی و به سنگ اندازی کودکان اعتنائی ناشته باشی.

 عقاب گفت: عمردراز از آن خودت
و پرواز کرد ورفت


آری این خاصیت مــردار است

عمر مردارخواران بسیار است

 


آقای هاشمی در جمع وعاظ تهران در مورد کاندیدا شدنش حرفهای جدیدی زده است ، بخوانید ! .بعد از راه افتادن کارناوال حامیان هاشمی ،دختران و پسران اسکیت باز هم به راه افتادند .جالب است ستاد ایشان تکذیب می کند.انتقادات کاندیداها ،به سیاستهای دولتهای قبلی ، صدای هاشمی را هم در آورد .او گفت همه این آقایان در آن زمان خود از صاحب منصبان و مدیران همان دستگاههائی بوده اند که اکنون منتقدان شده اند.

کرباسچی در مطلبی هم هاشمی را نابغه توصیف کرده است .اما نگفته این نابغه چرا وقتی آن بلا را به سر او آوردند و زندانی و محاکمه اش کردند برایش کاری نکرد .

سال 78بعد از حوادث کوی دانشگاه عده ای از فرماندهان سپاه در اقدامی بی سابقه  نامه ای  به خاتمی نوشتند. یکی از امضاء کنندگان آن آقای قالیباف بود .متن آنرا اینجا بخوانید .

در انتها آنکه اکبر گنجی  گم شده است.

جام جهانی



سلام بر جام جهانی آلمـــــان

همین الان از بیرون می آیم.با اینکه نیم ساعت از نیمه شب گذشته هنوز مردم تو خیابانها پایکوبی می کنند .همه از خانه ها بیرون آمده اند .جوانها هر کاری می خواهند انجام می دهند.در گوشه و کنار میدان هفت حوض و سر چهارراهها جمع شده اند و دست می زنند و می رقصند.نیروی انتظامی هم نظاره گر است و بسیار مودبانه مردم را هدایت می کند.البته کار دیگری هم نمی تواند بکند.حضور خود جوش مردم ؛ براستی مردم بدون هیچ دعوتی به خیابانها آمده اند و شادی می کنند.
فکر می کنم تهران تا صبح بیدار باشد.چه پیروزی شیرینی .
مقتدرانه تلافی چهار سال پیش را از بحرین گرفتیم.خاتمی هم چه کار قشنگی کرد که به ورزشگاه آمد.عده ای از زنان هم برای اولین بار علی رغم بسته بودن در استادیوم به رویشان ؛ با زور وارد ورزشگاه شدند .
رهبر هم پیام تبریک فرستاد.
۱۸ خرداد ۸۴ نیز همانند ۸ آذر ۷۶ در خاطره ها خواهد ماند

چه سخت است



دوستان شرح پریشانی من گوش کنید .. داستــــان غم پنهانی من گوش کنید
قصه بی سروسامانی من گوش کنیــد .. گفتگوی من و حیرانی من گوش کنید

چه روزهای سختی می گذرد .چه به سختی می گذرد این ایام.من که از گذر سریع روز و ماه و سال گاهی به وحشت می افتادم امروز از کندی گذران آن نالانم . گر چه می گویند هر چیز درمانی دارد جز مرگ ، ولی همین مرگ هم خود درمانی است برای خیلی چیزهای بی درمان. آن زمان که حیثیتها به خاطر تفکرات پوچ لوث می شود .چه سخت است روبرو شدن با کسانی که هنری جزپخش کردن تخم کینه و نفرت در دلهای معصوم و پاک ندارند.و نمی دانند که خود اولین قربانی همین کینه ها و نفرت ها خواهند بود. کسانی که دائم در حال کشیدن نقشه گرفتن انتقام از همزاد ساخته ذهن خود هستند.
همزاد پندارانی که دیگری را عامل بدبختی خود دانسته و پافشاری بر افکار پوسیده ای می کنند که هیچ مبنای فکری نداشته و جز زوال عقل هیچ در پی ندارد.
آنانی که به اشتباه فکر می کنند بیدار شده اند و آنچه را که قبلا در انجامش یقین داشتند امروز از آن تبری می جویند گوئی انسان دیگری شده اند و دائم این را تکرار می کنند که «دیگر من آن نیستم» . اما نمی دانند که درخوابند و یا می دانند و خود را به خواب زده اند و چه سخت است بیدار کردن کسانی را که خود را به خواب زده اند.
زندگی سرشار از روزنه های امید است. یکی از روزنه ها کودکان معصومی هستند که جلوی چشمانمان قراردارند اما گویا زوال عقل باعث نابینائی هم می شود

می گویند گناه یک شخص هر چقدر بزرگ باشد ، آنکه آنرا در بوق و کرنا نموده و بین همه جار می زند گناهی به مراتب بزرگتر مرتکب می شود. حال اگر آن شخص گناهی نکرده باشد و اینچنین شود وامصیبت
چگونه است که چون خدا ستار العیوب است پس باید گناهان مارا بپوشاند در حالیکه خود به گونه ای دیگر خطاهای نکرده انسانها را در کوی و برزن جار می زنیم . همین گونه اند کسانی که آنچنان ادعای حق می کنند و دیگران را به خدا و پیغمبر حواله می دهند و می گویند از دیگران نخواهند گذشت و سر پل صراط مطالبه حق خواهند کرد ،حال آنکه همین ها به هنگام نیاز از خداوند می خواهند از گناهان کبیرشان در گذرد.

چه سخت می گذرد عمر با کسانی که رقابت را جایگزین رفاقت می کنند . آنان که به راحتی تیشه به ریشه درختی می زنند که خود پرورش داده اند.
اما گذر عمر چه سریع و چه کند ، چه سخت و چه آسان ، زیباست آنگاه که به کینه و نفرت آلوده نشود .