
مدتی است مسابقه ای تحت عنوان سیمرغ از تلویزیون پخش می شود که در بخشی از این مسابقه دو عدد شتر مرغ هم حضور دارند.بعد از پفک و ماکارونی و پرورش میگو این روزها بازار پرورش شتر مرغ بسیار داغ است.
همین الان 120مزرعه پرورش شترمرغ وجود دارد که مجوز 150 مزرعه دیگر نیز صادر شده است.ما هنوز افتخار خوردن گوشت آن نصیبمان نشده است اما تو بعضی فروشگاهها به قیمت کیلوئی 15هزار تومان عرضه می شود. البته گفته می شود چون کشتار آن صنعتی نشده و مراحل بهداشتی آن کامل نگردیده از خریدآن خودداری شود و اگر نمی توانید تا عرضه عمومی آن صبر کنید می توانید به رستورانهای برج سفید ، شارک و یا جام جم مراجعه کنید.البته باید از قبل سفارش بدهید چون خود این رستورانها هم از قبل موجودی ندارند.می گویند از لحاظ رنگ و طعم شبیه گوشت گوساله است و در ابتدا بوئی دارد که ممکن است بعضی ها نپسندند. گوشت آن آهن فراوانی دارد و کلسترول و چربی آن در حد مرغ و ماهی است .در واقع مضرات گوشت قرمز را ندارد.
یک شتر مرغ 60 تا 70 سال عمر می کند .اما برای مصرف آنرا در 10 تا 12 ماهگی که اوج رشد آن است می کشند.می گویند 50درصد ارزش شترمرغ برای چرمش است . از پوست آن چرم گران قیمتی بدست می آید. شترمرغ در هر سال 50 تا 60 تخم می گذارد که هر کدام بین یک تا 2 کیلو وزن دارد .به هر حال قرار است از سال 1388 توزیع گسترده آن انجام شود.به امید آن روز

کسانی که روز جمعه رفته بودند ورزشگاه آزادی تا مسابقه فوتبال را ببینند از نظم آن راضی بودند .بلیطها از چند روز قبل فروخته شده بود .البته صندلی ها شماره گذاری نشده است ولی بلیطها در رنگهاو قیمتهای مختلف عرضه شد که هر رنگ مربوط به قسمت خاصی از استادیوم بود.
دیگر از صبح کسی تو صف نایستاده بود و ساعتها روی سکو ننشسته بود تا موقع مسابقه رمقی برایش نمانده باشد .مطمئنا وقتی به موقع به ورزشگاه بیایند و سرجای خود بنشینند با آرامش مسابقه را می بینند و خود به خود خشونتها و درگیریهاهم کم خواهد شد.بیچاره کسانی که روز 5 فروردین زیر دست و پاها از بین رفتند .گویا تا موقعی که تو این مملکت اتفاقی از این نوع نیفتد کسی به فکر اجرای یک راه حل بهتر نمی افتد.
تا حالا بازیهای فوتبال اروپا را دیده اید .همین جام برتر انگلستان ، فقط بنشینید و تماشاگرها را ببینید، البته نه توی تلویزیون ایران، در حالیکه جایگاه تماشاگران به زمین بسیار نزدیک است با این حال بسیار منظم و مرتب بازی را تماشا می کنند وبه موقع هم تیمشان را تشویق می کنند.تازه انگلیسی ها خشن ترین تماشاگران دنیا هستند.حالا چطور می گویند ما بهـترین تماشاگران را داریم نمی دانم .
ایام ارتحال به پایان رسید اما جاده چالوس پریشب به علت ازدحام مسافران در حال بازگشت از شمال قفل شد و مسافران شب را کنار جاده خوابیدند .عکس آنرا اینجا ببینید.
چند روز قبل از تعطیلات هم رادیو اطلاعیه ای را خواند که در آن گفته شده بود بعلت ایام سوگواری رحلت امام محدویتهای ترافیکی خاصی در محورهای چالوس ، هراز و ... برقرار خواهد شد .بگونه ای که روز چهارشنبه که قبل از تعطیلات بود عبور کامیون در این دو جاده ممنوع شده بود . تا آنجائی که من می دانم مرقد این طرف تهران است .
گفتم ایام ،ایام نامه نگاری است .نامه های سه بازداشتی ملی مذهبی به سران نظام منتشر شد. تقی رحمانی ، هدی صابرو رضا علیجانی .البته به نوشته سایت محمد علی ابطحی ، سمیعی نژاد وبلاگ نویس زندانی هم نامه ای نوشته که اشک همه را در می آورد.

اگر خداوند نخواهد هیچ چیز اتفاق نمی افتد. این درست است ،اما زمانی که ما خودمان هر کاری که دلمان می خواهد می کنیم. چرا خداوند را وارد ماجرا می کنیم؟
می گویند یک روز علامه جعفری در جواب آقائی که پایش به سنگ خورده بودو عدالت آسمانی را زیر سوال می برد گفت « آقای محترم !خداوند بیکار نیست که به دنبال پای شما و من و هزاران هزار و میلیونها میلیون و میلیاردها میلیارد جاندار بیفتد و مواظب دست و پای آنها باشد».

اگر اشتباهی نمک زیادی در غذا ریختیدیک قاچ سیب زمینی در قابلمه بیندازید مساله حل می شود.
درمان سر درد : یک لیمو را از وسط ببرید و به پیشانی تان بمالید، از شر سر درد خلاص می شوید.
اگر نمی توانید در شیشه مربا یا خیار شور را باز کنید دستکش ظرفشوئی دستتان کنید رد خور ندارد.
واقعیتهای زندگی
اگراشتباهی نمک زیادی در غذا ریختید این جمله را حفظ کنید و از حفظ به طرف بگوئید.
یعنی چه که شور است؟!همینه که هست.اگر ننه ات (مادرت) پخته بود دو لپی می خوردی.
درمان سریع سر درد : یک ساعت اخم و تخم کنید بعد این ورد را برای طرف بخوانید.
برادرم اینا رفته اند اروپا من بدبخت را تا شمال هم نمی توانی ببری.
اگر نمی توانید در شیشه مربا و خیار شور را باز کنید بگوئید مرده شور این زندگی را ببرد که همه اش کلفتی است
یک مطلب متفاوت هم بی بی سی دارد بخوانید.


میبینی خدایا!
میبینی چگونه دیو هفت سر سنت! ارزشهای والای بشری را در چنبره جهل خویش محصور کرد و اندیشه آدمیان را اینگونه زیرکانه به فرمانبری واداشت. مفهوم توکل و ایمان، لابلای بدعتها و کجنگریها لوث شد و دین از اوج رسالت اهورایی خویش به پستترین مقام زمینی نزول کرد. شد ابزار!
و تو خدا! تو شدی دست آویزی برای بدست آوردن آنچه انسان "ندارد اما میخواهد" و مرهمی بر سختی آنچه انسان "دارد اما نمیخواهد".
اما خدایا! با تو عهد میبندیم:
نسل ما! برآمده از بطن مادر سنت، دین را، ایمان را، عشق را، عقل و اراده و حرکت را دیگر بار احیا خواهد کرد. ما زمین اجدادمان را شخم نخواهیم زد. اینک زمان، آبستن آدمیانی دیگر است. آدمیانی از جنس ابراهیم! که برای اثبات حقانیت خدایی که نمیتوان دید، به تحریک تعقل قومش بر آمد. و فرمود: " غروبکنندگان را دوست ندارم" . و آدمیانی از جنس محمد! همان که فرمود: "اول ما خلق الله، العقل!". و نه! آدمیانی نزدیکتر. همانان که فریاد میکنند: "هر جا تحقیر عقل است، تحقیر آزادی است."1
1- از سخنان دکتر عبدالکریم سروش
این روزه ها روز ؛ نامه نگاری است.من آن را ایام فشار آوری می نامم. فشار برای آزادی اکبر گنجی و دیگر زندانیان سیاسی .یک زمانی سعید حجاریان تز فشار از پایین و چانه زنی از بالا را مطرح کرد.که بخاطر آن ترور شد . اما این تز جواب نداد .جدیدا احمد زید آبادی طی مقالاتی در روز فشار از پائین و چانه زنی از پائین را مطرح کرده است. چرا که امیدی به قدرت طلبان اصلاح طلب نیست.
روز سه شنبه نامه ای از احمد قابل که الان به تاجیکستان کوچ کرده منتشر شد .البته بسیاری از سایتهای سیاسی که تا چند روز پیش باز بودند همه فیلتر شده اند و امکان دسترسی به آنها نیست. اگر فیلتر شکن دارید می توانید به ایران امروز و یا پیک نت مراجعه کنید.به وبلاگ احمد قابل هم بنام از نگاه من می توانید مراجعه کنید.
در غیر اینصورت بدون فیلتر شکن به سایت بی بی سی بروید که خلاصه ای از آن نامه را منتشر کرده است .
اگر کسانی هنوز هم قصد دارند که در انتخابات شرکت کنند مقاله ناصر زرافشان ؛ بنام «آزموده را آزمودن خطاست» را اینجا بخوانند.