بیاد احمد بورقانی

امروز علاقمند بودم تو مراسم تشییع احمد بورقانی شرکت کنم.اما برنامه های کاری اجازه نداد. سر ظهر تو مسیر برگشت رفتم طرف منزلش، تو خیابان نظام آباد نزدیک مسجد فاطمیه، این محله برایم خیلی آشناست زمانی دور منزلمان تو این محل بود. کوچه شلوغ بود، تازه از تشییع برگشته بودند. فاتحه ای خواندم و برگشتم.

بورقانی را دوست داشتم چون فردی موثر ، هر چند کوتاه، در دوران شکوفائی مطبوعات بود.دورانی که زمستان قطبی اش خیلی زود فرا رسید و امیدی هم به خاتمه آن وجود ندارد. روحش شاد

عشق کار

دیدن کسانی که کارشان را با عشق و علاقه انجام می دهند چه زیباست. شاید آن کار از دید ما زیاد جالب نباشه و هیچ علاقه ای هم به آن کار نداشته باشیم ولی همین اندازه که می بینیم فرد با جدیت به کارش می پردازه انکیزه و علاقه در اطرافیانش ایجاد می کند.

امروز این حس در من بوجودآمد. بخاطر یه مشکل مالیاتی قرار شد مشاور مالیاتی شرکت لایحه دفاعیه ای برای هیات حل اختلاف مالیاتی تهیه کند، امروز پیش نویس لایحه ارائه شد و مشاور مربوطه با حس خاصی متن 7 صفحه ای لایحه اش را بند به بند خواند و به تفصیل توضیح داد و مستنداتی را هم که جمع آوری کرده بود یک به یک ارائه کرد. در حالیکه این اختلاف مالیاتی خیلی اذیتمان کرده و هیچ علاقه ای به پرداختن به این موضوع نداشتم و اصلا از شرکت در این جلسه هم خوشم نمی آمد بااین حال شور و علاقه این مشاور که جوان هم نیست که بگوئیم انرژی زیادی داره و حق الزحمه اش نیز قابل توجه نیست ولی با شور و حال خاصی کارش را ارائه داد که جذاب بود. همیشه از دیدن این گونه افراد و کار کردن با آنها لذت می برم.

 ****

پ ن. بازهم ببخشید که مراجعه فرمودید و این دو خط نوشته ناپیدا بود.

 

واردات بی سرو صدا

در خبرها آمده بود که دولت 4/1 میلیارد دلار اضافه بر 2 میلیارد دلاری که مجلس تصویب کرده بود بنزین وارد کرده است. البته تا ماه 10 ، وقتی اعضای بی بخار مجلس مات و مبهوت از وزیر نفت علت را پرسیده اند اوهم مجوز احمدی نژاد را رو کرده که دستور او بوده اما اینکه چرا این کار را بدون مجوز مجلس انجام دادند تنها می تواند بر ملا شدن شکست طرح سهمیه بندی بنزین و کاهش واردات آن بوده چرا که تمام مانور آقایان این بود که سهمیه بندی و افزایش تولید داخل واردات بنزین را متوقف خواهد کرد که عملا چنین نشد.

استقبال تشریفاتی

 

قراره فردا احمدی نژاد بره استان بوشهر، همان سفرهای نمایشی و تکراری ، امروز عسلویه بودم. رئیس کارخانه می گفت به ما اعلام کرده اند  برای فردا عده ای از افراد کارخانه را برای مراسم استقبال به بوشهر بفرستیم. این همان حضور خود جوش مردمی است.