در ادامه اطلاع رسانی های این چن شب در مورد طرح امنیت اجتماعی و راه افتادن اعدامهای مختلف برنامه نمایشی فرزاد حسنی، امشب تلویزیون سنگ تمام گذاشت در شبکه 3 حسنی نقشی جز پایه میکروفون نداشت و چون جوجه زبان بسته فقط جیک جیکی در تعریف و تمجید می کرد و معلوم بود حسابی کشیدنش!! با قاضی مرتضوی ، همان قاضی مقتدر مورد وثوق نظام که بسیاری خانواده های روزنامه نگاران ودانشجویان و زندانیان سیاسی با نامش آشنا هستند ، مصاحبه می کرد و ایشان هم با صلابت بسیار از نمونه های مختلف فساد رایج در جامعه اسلامی امروز ما نام می برد و اطمینان داد که تمام این برخوردها بخاطر خود دخترها و پسرهاست و هم زمان شبکه 2 فیلم " پنجه گربه" هارولوید را نمایش می داد. همان فیلمی که در آن هارولوید بعنوان شهردار(دقت کنید شهردار) برای مبارزه با مفاسد اجتماعی تصمیم گرفت به عنوان تنها چاره همه خلافکاران را دستگیری و نمایشی رعب آور از بریدن سر سران آنها به اجرا گذارد و صد البته با موفقیت همراه بود و همه به کار خود اعتراف کردند.
بخاطر داشته باید اینها همه برای ثبت در اذهان است و فعلا برای قضاوت زود است. اجازه دهید کمی زمان بگذرد
*********
سایت دل آوز هم ، با این ثبت نام اینترنتی کنسرت شجریان افتضاح کرد. تو مملکتی که تمام زندگی مردم به انرژی هسته ای و بنزین سهمیه ای گره خورده چه به این حرفها، بانک سامان این چند روز شلوغی بیش از حدی داشت همه برای استفاده از امکان خرید اینترنتی آمده بودند.اما دریغ که هیچ ارزشی برای مردم این مملکت قائل نیستند. و همه سرکارند. گرچه بازهم یاد همان جمله تاریخی می افتیم که همه چیزمان به همه چیزمان می آید
در خصوص موضوع قیمت لبنیات و افزایش قیمت 10 درصدی آن ، در خبرها اعلام شد شورای اقتصاد قیمتها رامجددا به سال قبل برگرداند. وقتی به اصل موضوع مراجعه می کردی معلوم می شد که قرار شده که قیمت شیرهای کم چرب ماست کم چرب و پنیر فتا به قیمت قبلی برگردد. نکته جالب این است که شرکتها تولید کننده این اقلام را دیگر تولید نمی کنند و هر چه می بینی برچسب پر چرب روی آن خورده و جالبتر اینکه گفته می شه و از طعم آن نیز مشخص است که محصول کم چرب است و با برچسب و قیمت پرچرب ، مردم و شعور مردم چیه دروغ پردازیها را بچسب.
ساعتی پیش در برنامه کوله پشتی شبکه سه سردار رادان رئیس پلیس تهران در مورد طرح امنیت اجتماعی سخن سرائی می کرد. اوج مطلب آن زمان بود که بحث مصادیق اقدامات اخیر نیروی انتظامی به میان آمد و حسنی عنوان کرد که آیا این درست است فرمانده نیرو انتظامی بیاد تو تلویزیون و در مورد اندازه فاق شلوار پسرها و کوتاهی مانتوی دختران سخن بگوید؟ بعد از آن از رفتار ناپسند ماموران نیروی انتظامی با خودش در پارک ملت گفت و خطاب به سردار گفت آیا شما دیده اید که مامورانت به دختر جوان لگد می زنند و یا با زور سوار ماشینش می کنند .آیا دیده اید با دختران دیگر که مثل بید می لرزند چه می کنند؟می دانید ماموران شما با چه لحنی با مردم سخن می گویند؟ اگر نمی دانید بدانید فقط به خود من که توی پارک نشسته بودند می خواستند دستبند بزنند و ببرند تا حالم را جا بیاورند.
در آستانه اجرای مرحله جدید بقول خودشان امنیت اجتماعی که از اول مرداد شروع میشه این برنامه زنده تلویزیونی و این مجادله صریح در تلویزیون در نوع خود بی سابقه بود. گرچه سردار رادان مرتب از نظر خواهی ها سخن می گفت و از رضایت مندی مردم فرزاد حسنی در مقابل گفت بقول خودتان 85 درصد مردم موافق این طرحند آیا تمام این برخوردها برای 15 مردم انجام می شود؟ آیا اینها جزئی از جامعه ما نیستند؟
این سردار مقتدر نظام گفت شما کمی احساساتی شدید ولی بدانید ما در این راهی که برگزیده ایم با هیچ شخص تعارف نداریم.
حاال قراره فردا شب این بحث با حضور قاضی مرتضوی ادامه یابد.
سیمین دانشور بانوی بزرگ داستان نویس ایرانی از پنجشنبه در بیمارستان پارس بستری شده است. برای سلامتی او دعا کنیم
خیال خام پلنگ من به سوی ماه، جهیدن بود
و ماه را زبلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من دل مغرورم پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود
گل شکفته خداحافظ! اگر چه لحظهء دیدارت
شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود
من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زآغاز به یکدگر نرسیدن بود
اگر چه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما
بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود
شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من
فریبکار دغل پیشه بهانه اش نشنیدن بود
چه سرنوشت غم انگیزی که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می بافت، ولی به فکر پریدن بود

آن گونه که درخبرها آمده حال عمومی ایت الله مشکینی رو به وخامت گرائیده و حتی بعضی سایت از مرگ وی گفته بودند.اما گویا علائم حیاتی وی قطع و با دستگاه او را نگه داشته اند.
موضوع کسالت ایشان از مدتها قبل مطرح بود و در اجلاس های اخیر خبرگان بسیاری سخنان پرت و پلائی که از سوی ایشان مطرح می شد به همین موضوع کسالت و بیماری ایشان مرتبط می کردند
حال با مرگ او صندلی خالی ریاست مجلس خبرگان رهبری محل نزاع قدرتمداران خواهد شد.در جائی که رفسنجانی نیابت رئیس خبرگان را یدک می کشد نفر دیگری بنام مصباح یزدی نیز مدتها ست که وارد این هماورد شده و با پشوانه دولت نهم برای خود جایگاه والائی را تصور میکند. نمی دانم چرا اینقدراز این آدم یا بهتر بگم از افکارش وحشت دارم .حال معلوم نیست رقابت رفسنجانی و رقبائی دیگر از جمله مصباح یزدی به کجا خواهد انجامید بایست صبر کرد. شایدتوصیه رهبر برای انتخاب رئیس اجلاسی که برای نظارت او تشکیل شده کارساز شود. آخر مگر نمی دانید اینجا ایران است.