ادای دین

این هاله نور هنوز دور و بر احمدی نژاد قراردارد. بعد از گذشت هفته ها از این موضوع و عدم تکذیب آن از سوی مراجع مختلف ، روز شنبه حجه الاسلام کعبی عضو دفتر مصباح بحث جدیدی را پیش کشید مبنی بر اینکه در آن جلسه دوربینی وجود نداشته و قرار نبود فیلمبرداری شود و دیگر اینکه در جلسه چنین سخنانی مطرح نشده است. اصل خبر را اینجا بخوانید.

یعنی این فیلمی که درآمده کاملا ساختگی است و اگر هم فیلم همان جلسه است حتما عده ای روی آن صدا گذاشته اند. جالب آنست که همین آقایان این صحبتهای خود را ادای دین و تکلیف شرعی به حساب می آورند.

واقعا اینها حالا که می بینند افتضاح شده  عده ای را بسیج کرده اند تا ماست مالی کنند . اما نمی دانند این یک نمونه از شکرپرانی این آقاست ، بقیه حرفها و کارها او را می خواهند چه کنند .

روز جهانی ایدز

پنجشنبه ، اول دسامبر ، روز جهانی ایدز بود. تمام دنیا به این منظور مراسم و گردهمائی برگزار کردند. رؤسای ممالک دنیا بر اهمیت این بیماری مهلک پیام دادند. جرج بوش از اختصاص مبلغی کلان برای مقابله با این بیماری در آفریقا خبر داد . کشورهای اروپائی به ارائه راهکار جهت جلوگیری از گسترش این ویروس در جهان پرداختند. اما دریغ در مملکت ما ، هنوز در حد خبر رادیو و تلویزیون و یا پیام معاونت سلامت باقی مانده است. در حالیکه روز سه شنبه در تمام مدارس کشور مانور مقابله با زلزله برگزار شد هنوز با تمام هشدار کارشناسان ، برای این طاعون قرن تو ایران هیچ مانوری برگزار نشده است . گویا سران ما گوششان به این موضوع بدهکار نیست. اینان که توانستند با وبا آن کنند  تا مردم آنگونه شدند که در طول تابستان به هر چیزی می خواستند دست بزنند اول به واسطه وبا داشتنش بررسی اش می کردند و این نبود مگر به واسطه تبلیغات فراوان و تحریم های مختلف عرضه محصولات کشاورزی .چگونه است که هیچ صدائی از کسی در نمی آید. البته از هفته پیش شبکه یک سریالی را شنبه شروع به پخش آن کرد بنام " و آنگاه عشق آغاز شد .." که داستان دختری است که به ازدواج مردی در می آید که مبتلا به ایدز است و اورا آلوده می کند و این باعث جدائی انها می شود و.... اینگونه اشاره ها برای این بیماری مهلک کافی نیست . ثابت شده تو مملکت ما تا موضوعی به یک بحران تبدیل نشود کسی به فکر حل آن نیست. این هم از آن موارد است. البته قبل از آن ، همانطور که قبلا نوشتم افکارمان را باید اصلاح کنیم. آیه اله میانجی امام جمعه خرم آباد تو خطبه های نماز گفته " ایدز گناه جدید است و آنانی که به این بیماری گرفتار می شوند از دستورات اسلام دور شده اند " تو همان سریالی هم که نام بردم وقتی علت گرفتار شدن مرد خانواده به این ویروس را سفرهای خارج از کشور او و رفتار های پرخطرش عنوان گردید. یعنی اینکه تو این مملکت همه چیز پاک و تمیز و روبه راه است و هیچ زمینه خلاف برای سرایت این بیماری وجود ندارد.

چشمها را باید شست.

سرزمین عجایب

دیروز  شدیم آلیس ، به اتفاق بچه ها، رفتیم سرزمین عجایب. همان جائی که تبلیغات هر روزه اش از تلویزیون پخش می شود. به راستی جای بسیار عجیبی است .اول مکان آن ، که طبقه سوم یک مجتمع تجاری بنام تیراژه است.

دوم آنکه قدم که بر می داری باید پول خرج کنی. از همان ورودی با پرداخت مبلغی یک کارت اعتباری بهت می دهند که هر جای که می روی آنرا داخل دستگاه می کنی در یک چشم بر هم زدنی خالی می شود. ورودی نفری هزار تومان !! بازیها هم اغلب بصورت تک کاربره و عمدتا بازیهای کامپیوتری است. دو سه تا بازیهای جمعی همچون چرخ و فلک و هواپیما و ماشین بازی هم دارد. سه دور بیشتر نمی زند ، ماشین و هواپیما هزار تومان ، چرخ و فلک 600 تومان و سایر بازیها هم 500 تومان است از گریم 2500 تومان تا بولینگ 2600 تومانی و اسیلاتور 3000 تومانی هم می توان گفت .قطار فانتزی آن تو طبقه سوم یک ساختمان با دو دور گردش 800 تومان می گیرد . با این اوصاف باید برای هر یک از اینها کلی از وقت خود را توی صف آن صرف کنی . گرسنه هم که شدی یک بوفه تر و تمیز آنجا هست که برای جای نشستن هم باید به انتظار بایستی و با مینی پیتزا 900 تومانی و سیب زمین سرخ کرده 750 تومانی شکم خودنت را سیر کنی.

خلاصه برای 4 ، 5 ساعت گذران وقت 30 هزار تومان ، با حداقل بازیها، خرج می کنی و جالب آنکه با خوشحالی محیط را ترک می کنی . خوشحال از اینکه بچه ها ، فارغ از همه چیز ، خرسندند و با شور و حال خاصی آنجا را ترک می کنند .

ریتمیک

اگه عشق من تو نیستی

چرا می چرخه زمین

اگه عشق من تو نیستی

چرا خورشید می تابه

اگه عشق من تو نیستی

....

این ترانه یک خواننده معروف است که امروز شنیدم . نمیدانم برای اینکه بخواهیم یک ریتم شش و هشت ایجاد کنیم حتما لازم است که هر چه را خواستیم یا به قولی قافیه جور در بیاد را به زبان آوریم. در این شکی نیست که بسیاری از جوانان ما صرفا بخاطر ریتم این گونه ترانه ها جذب آنها می شوند حال خواننده هر چه می خواهد بگوید بگوید.

اما نه دیگر تا این حد نازل ، استاد معارفی داشتیم که هر جا هست خداون نگهدار او باشد ، روزی سوار ماشینی شده بود که راننده جوان آن نواری از معین گذاشته بود .ایشان تعریف می کرد که خواننده مرتب می خواند « صبحت بخیر عزیزم ، صبحت بخیر ، صبحت بخیر....» و این راننده هم انگشتانش را هماهنگ با ریتم آن رو فرمان می زد. در واقع او از این گونه ترانه ها و آهنگها و شیفتگی جوانان انتفاد می کرد.

این مطلب مربوط به 15 سال پیش است . آن زمان چنین صحبتهائی جذابیت داشت اما از یاد نبریم که خیلی زود تلویزیون ما هم خوانندگانی را وارد این عرصه کرد که کارهای تقلیدی خوانندگان لس آنجلسی را پیاده کردند و شعرهائی می خوانند که هیچ چیز از آن عاید نمی شود.

اما خوب در اوضاع و احوال کنونی شنیدن همین دلی دلی ها هم خالی از لطف نیست.