عدم دخالت در سیاست

یک بار از سامرا از طریق ترکیه به مکه مشرف شدم در بازگشت به استامبول رسیدم.سید جمال الدین اسد آبادی با خبر شد و از من وقت ملاقات خواست.وقتی آمد گفت:پیامی برای میرزای شیرازی دارم که می خواهم به وسیله شما برای ایشان بفرستم.

به میرزا بگو: ناصرالدین شاه، فرد فاسدی است.او را ابتدا تکفیر و سپس عزل کند.به سید گفتم:اگر ناصرالدین شاه را عزل کند چه کسی به جای او بیاید؟سید جمال گفت:خود من.

گفتم:با چه پشنوانه ای؟ گفت:به پشتوانه سلطان عبدالحمید....

جریان ملاقات با سید را به ایشان.میرزا فرمود:شما چه جوابی دادی؟گفتم:مخالفت کردم بااین پیشنهاد.مرحوم میرزا گفت:اگر موافقت کرده بودی رابطه من با تو قطع می شد.می دانی این پیشنهاد چه مفسده ای دارد؟معنایش این است که تنها کشور مستقل شیعه،استقلال خودش را از دست بدهدوتبعه دولت عثمانی گردد.این به مصلحت نیست.

 

شیخ عبدالنبی نوری از شاگردان میرزای شیرازی

فرهیختگان

نمایشگاه بین المللی !! کتاب تهران در مصلی تهران امروز پایان یافت. در یکی از روزنامه ها خواندم که فرهیختگان به این نمایشگاه نرفتند.

من هم امسال به این نمایشگاه نرفتم .پس می توان نتیجه گرفت که قیمت برنج می بایست پنج هزار تومان باشد

جنایات خانوادگی

خبر قتل و زنده بگور شدن دو دختر به دست پدرانشان بسیار دردناک و تامل برانگیز است.خواندن خبر برایم سنگین بود.گرچه هر روز حداقل چند خبر از قتلهای خانوادگی را می خوانیم اما گوئی ابعاد آن هر روز در حال گسترده تر می شود. فقط کافیست صفحات ده روز قبل همین روزنامه اعتماد را در آرشیو آن مطالعه کنید. خبرهائی از نوع مردان هوسرانی که قاتل زن و فرزندانشان می شوند، زنان بی سر پناهی که بخاطر آزار شوهرانشان نقشه قتل آنها به مباشرت مردی دیگر را اجرا می کنند و والدین و فرزندانی که که دستشان به خون یکدیگر آلوده می شود.

اینها همه در کنار تعرضات گروههای مختلفی تحت عناوینی چون کرکس و افعی و سیاه و انجام می گیرد. اگر این دومی را با طرحهای پر طمطراق امنیت اجتماعی بصورت نمایشی و با ارائه آمار ساختگی بتوان فرونشاند ، مسائل مبتلا به خانوادگی را با کدام گروه ضربت حل خواهند کرد؟

اگر خبر جنایت آن پدر اطریشی نسبت به دخترش مثل بمب در اروپا و دنیا به صدا در می آید و در مملکت ما رسانه های حکومتی آن را نشانه زوال اخلاقیات جوامع غربی به حساب می آورند، چنین حوادثی در داخل کشور که ذره ذره کانون خانواده ها را به نابودی می کشاند را چگونه می توان تفسیر کرد؟

تعصبات کور، قدرت عقل و فکر را از انسان سلب کرده ، چه بسیار کسانی چنین رفتارهائی را تایید نمایند. مگر همین چند روز پیش حکم برائت قاتلین کرمانی برای چندمین بار صادر نشد؟

در جامعه ای که اسباب تحریک غرایز هر روز افزون تر می شود سرکوب بیش از پیش آنها نتیجه ای جز این نخواهد داشت. آن عالمی که در کهنسالی تنها چشم و گوشش از جمله حواس بدنش کار  می کند چگونه می تواند حس و حال جوانان امروزه این مملکت را درک کند همه اینها را که نمی توان با مراسم اعتکاف هدایت نمود.

اظهارات پدری که دختر 17 ساله اش را کشت

روزگار امروز ما

تا حالا شده با کسانی برخورد کنید که دل آرامی داشته باشند. منظورم کسانی نیستند که گوشه عزلت گزیده اند و تارک دنیا شده اند. بلکه برعکس اونهائی که در بطن کار و اجتماع هستند ولی آنچنان حریمی برای خود ایجاد کرده اند که دغدغه ای به دل خود راه نمی دهند. اینها نه تنها بی خیال نیستند بلکه بسیار هم دلسوز و پی گیرند اما بر سر مبانی اعتقادی خود معامله نمی کنند و به قولی وجدان کاری خود را زیر پا نمی گذارند.

شاید نتوان تصور کرد در این وانفسای سیاسی کاری و دغل بازی افرادی پیدا شوند که بدون چشم داشتی به مزایائی خاص کار خود را انجام می دهند.

تملق گوئی همواره مذموم بوده اما این دوران انچنان رواج یافته که مشمئز کننده است.اینها نقطه مقابل هر کاری هستند. کسانی را می بینم که برای رضایت مسئولی بالاتر همه چیز را پایمال می کنند. اینها که می گویم سابقه ای طولانی در کار خود دارند ولی حاضرند حرف ناحقی را حق جلوه دهند فقط به صرف آنکه فلانی گفته است.

در این میان کسانی می توانند راحت با این موضوعات برخورد کنند که با عدم دلبستگی به امتیازات خاص آرامش را برای خود دست و پا کرده اند. گفتنش شاید راحت باشه و در اجرا آن هم در این شرائط بسیار دشوار است.