صبح طبق معمول تو مسیر اداره اخبار رادیو فردا را گوش کردم، بعد رادیو جوان را انتخاب کردم و برنامه یک صبح یک سلام ، انگار نه انگار اتفاقی افتاده و تمام ارکان به جان هم افتاده اند. در حالیکه رادیو فردا نامه احمدی نژاد به حداد عادل را با تفصیل پخش کرد. با نعمت احمدی بندهای توهین آمیز آن رابررسی کردند. تو رادیوی خودمون از قول حداد عادل اظهار بی اطلاعی از متن نامه شد و گفته هائی از این دست را عادی بیان نمود. در حالیکه اصلا اشاره ای به محتوای این نامه نشد.
در همین برنامه "یک صبح یک سلام" آقای افشاری که در میان برنامه برخی عناوین روزنامه ها را می خواند. وقتی در اولین مطلب به خبر این نامه پرداخت، تا خواست قسمتهائی از آن را بخواند، خانم مجری وسط پرید و گفت تماسی برقرار شده اجازه بدهید بعد از تماس تلفنی مطلب را ادامه بدهید.این آقای افشاری که گویا از همه جا بی خبر بودبرگشت گفت من فکر کنم خواندن این نامه آنقدر اهمیت دارد که بخاطر آن از یک تماس تلفنی به عقب بیفتد. هرچه بود موزیکی پخش شد و خانم مجری با تاسف اعلام کرد که تماس قطع شد و خواست آقای افشاری خواندن روزنامه ها را ادامه بدهد که او هم گفت حالا که این طور شد (به اصطلاح قهر کرد) من هم این را نمی خوانم هر کسی دوست داشت به روزنامه ها مراجعه کند.
اما گویا حداد عادل واقعا" از محتوای نامه خبر نداشته چرا که چند ساعتی نگذشته بود که پاسخ بلند بالائی از او روی سایتها نمایانگر شد. و از متن نامه گله مند شده بود. به نظر حداد و مجلسیان بازنده حمایتهای بی شائبه خود از این دولت ناکارآمد شدند.
حرفهای دانش جعفری هم در مراسم تودیعش بسیار خواندنی است.او که در مت وازرتش هیچ حرف جنجالی را به زبان نیاورده بود سفره دلش را که بوی نفت هم نمی داد باز کرد و از وقتش تمام و کمال استفاده کرد.
مصاحبه اش با شهروند امروز هم خواندنی بود اما حرفهای امروزش نمایانگر نابسامانی بزرگ در داخل خود دولت است. او در مصاحبه با شهروند امروز گفته بود کارنامه مرا با کارهائی که نکرده ام ارزیابی کنید .
داش جعفری اول تیتر خبری بعد از تعطیلات در سال جدید بود که با سخنان امروزش حکایت از یک طوفان بزرگ دارد. قطعا روزهای آینده از این دست خبرها فراوان خواهد بود. رادیوهایتان بدون پارازیت باد.
این روزها از بحران اقتصادی در آمریکا صحبت می شود.بحرانی که گویا کشورهای دیگر دنیا را هم تحت تاثیر قرار داده است و بسیاری خود را آماده شرائطی سخت تر کرده اند.
در گزارشاتی که می خوانیم اشاره به بحران دهه 1930 اشاره می شود .بحرانی که در متون اقتصادی بسیار به آن پرداخته شده است.
اما یک اقتصاد دان در تحلیل وقایع آن زمان می گوید "در سالهای دهه 1930اقتصاد آمریکا وارد رکود شد و بازار سهام این کشور سقوط کرد. در این سالها وضعیت اروپا بهتر از آمریکا بود و در این میان آلمان شرایط مناسب تری داشت.این بحران ادامه داشت تا اینکه در سال 1936 آلمان میزبان بازی های المپیک شد و توانست از این میزبانی درآمد کلانی به دست آورد. این مساله سبب شد تا آمریکا برای بهره گیری از اوضاع نسبتا" بهتر اقتصادی آن قاره جنگی بزرگ را به رهبری هیتلر راه اندازی کند. این جنگی بود که جهان را زیرو رو کرد و بعد از اتمام آن و ویرانی اروپا ، آمریکا به تامین کننده اعتبار لازم برای بازسازی بدل شد."
اما نتیجه گیری اعلام شده قابل توجه است. این اقتصاد دان می گوید" هم اکنون نیز وضعیت اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهان نسبتا" مشابه است.آمریکا در شرایط رکود قرار گرفته است و در مقابل قاره آسیا به خصوص کشورهای چین و هند رشدی چشمگیر را تجربه کرده اند. امسال نیز چین میزبان المپیک است و باید انتظار حادثه ای باشیم که دوباره جهان را متحول کند."
دیشب که تلویزیون خبر انفجار حسینیه ای در شیراز را بعنوان"خبری که هم اکنون به دستمان رسید" اعلام کرد.و به همین اندازه هم بسنده کرد. بی اختیار بیاد حسینیه هائی افتادم که درسالهای گذشته در قم، کرج، بروجرد تخریب شدند افتادم. اما هیچکس بعنوان خبر فوری به آن نپرداخت چراکه حکم حکومتی بر آن قرار گرفته بود تا دراویش محق به داشتن حسینیه ای نباشند.
امام جمعه شیراز گفته بود همه نمازی که ما میخوانیم یکطرف، یک آمین رهبری هم یکطرف (کدام طرف؟) . حالا بعد از برگزاری نماز باران، حسینیه منفجر شده و عده ای کشته و مجروح می شوند حالا معلوم نیست کسی آمین گفته است یا نه.