یه روز یه باغبونی ٬ یه مرد آسمونی
نهالی کاشت میون باغچه مهربونی
می گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاری
این بوته یاس من ٬ می مونه یادگاری
هر روز غروب عطر یاس تو کوچه ها می پیچید
میون کوچه باغا ٬ بوی خدا می پیچید
اونایی که نداشتن از خوبیا نشونه
دیدن که خوبی یاس باعث زشتی شونه
عابرای بی احساس پا گذاشتن روی یاس
ساقه هاشو شکستن ٬ آدمای ناسپاس
یاس جوونبرگمون تکیه زدش به دیوار
خواست بزنه جوونه اما سر اومد بهار
یه باغبونه دیگه شبونه یاسو برداشت
پنهون ز نامحرما تو باغ دیگه ای کاشت
هزار ساله کووچه ها پر میشه از عطر یاس
اما مکان اون گل مونده هنوز ناشناس
دیشب رسیدم خونه .دیدم بچه های همسایه بالائی با چراغ قوه داخل جعبه کنتور برق دنبال یه چیزی می گشتند! هنوز نپرسیده که مشغول چه کاری هستید گفتند برق ساختمان یکی در میون قطع شده طیقات فرد برق دارند ولی برق طقات زوج قطع شده است.موضوع موقعی جالب تر شد که گفتند ساختمانها هم یکی در میان برقشان اینحوری قطع شده، اومدم بیرون و دیدم درسته.با اداره برق تماس گرفته بودند و پیگیر بودند.
امروز هم طبق معمول همه هفته رفتم عسلویه ، صبح در حالیکه بلیط هواپیمائی ماهان در دست داشتم به همراه دو سه نفر از همکارا، برای گرفتن کارت پرواز سراغ کانتراهان رفتیم با کمال تعجب کارت پرواز آسمان را به ما دادند. وقتی تعجب ما را دیدند گفتند ماهان جا نداره شما را با آسمان می فرستیم!! گفتم من بلیط دارم نقدا" خریداری شده شماره پرواز و ساعت داره ، آن وقت شما صندلی را به کسی دیگر داده اید و حالا کارت پرواز یه شرکت دیگر را مید هید. گفت برید خدا را شکر کنید که بلیطتان را باطل نکردند اگر هم اعتراض دارید بروید پیش مسئولش...
یادم نبود اینجا ایران است مجمع الجزایر مشکلات