مرور وقایع تلخ سال گذشته

یک هفته از سال جدید گذشت. دیگر موضوع گذشت سریع ایام و بی برکت شدنش در نظرمان عادی شده است.

فرصتی پیش آمد تا در کنار ساحل گرم و زیبای جنوب خبرها و تحلیلهای سال گذشته را مرور کنم. گر چه در زیبائی سواحل و مناظر تحسین برانگیز شمال شکی نیست اما سواحل جنوب را بخصوص در این ایام بیشتر می پسندم. کرانه ای که سر تا سر آن را گشته ام از شمالی ترین نقطه در بندر خرمشهر تا شرقی ترین منطقه در چابهار و برخی جزایر در میانش را  با کشتی و لنج  پیموده ام.

بار سنگین ویژه نامه های نوروزی روزنامه ها را به دوش کشیدم و فرصتی شد تا برخی را خواندم. چندین مصاحبه خواندنی و گذری بر رویدادهای گذشته، واقعا" چه زود فراموش می کنیم در این فاصله یکساله چه ها بر سر ما آمد و گذراندیم و بسیاری فراموشمان شد.در یادآوری خاطرات و وقایع بد و دردناک، چه نعمتی است این فراموشی، اما بدتر از آن ، عدم امکان ارائه تحلیلی روشن از اوضاع و و احوال آینده است. گرچه سال "شکوفائی و نوآوری" نامیده شده ، اما گوئی هنوز عده ای تصور می کنند چون قدرت دارند همه چیز را می توان دستوری به اجرا درآورد. حتی اگر نوآوری باشد. و یا شاید به این باور رسیده اند که انسجام اسلامی سال قبل نتیجه اش از دل مجلس هشتم نیکو برآمد که اینچنین شکوفا شدند.

اما وقایعی چون اخراج اساتید از دانشگاه  همچون حسین بشیریه در پی دانشجویان ستاره دار ، اعترافات تلویزیونی دیگر آنهم "به اسم دموکراسی" و آزادی جاسوسان و متجاوزان به این مملکت و بدرقه آنها با خوشحالی، صدور دو قطعنامه دیگر علی رغم اطمینان خاطر احمدی نژاد از عدم صدور آن، نامردی کردند!!، جریان آفتابه ها یکی بر گردن اراذل و اوباش و دیگری در دست مردم در جایگاهها ی بنزین آنهم در شب بیاد ماندنی پنجم تیر، نفت صد دلاری و تورم رسمی 20 درصدی و انحلال سازمان برنامه و بودجه بعد از 60 سال آن هم در 18 تیر، این تاریخ جالب نیست؟ مبارزه با بدحجابی پسران و تبرج دانستن چکمه پوشان ، گوئی چکمه پوشی زیبنده حاکمان است ، بسته شدن " هم میهن" در نبود قانون  و آزاد شدن قلیان علی رغم قانون مجلس فقط به حکم رئیس جمهور که این تنها دور زدن و سلیقه ای کار کردن نبود به گونه ای که در اجرای انحلال شورا ها داد شورای نگهبان هم درآمد و دعوا بر سر تغییر ساعت، گوئی مشکل دیگری در این مملکت وجود نداشت ارائه لایحه حمایت از خانواده که به لحاظ اضافه شدن بندی توسط دولت و سهولت ازدواج دوم آقایان، لایحه حمایت از مرد خانواده  نام گرفت و  اعدامها در ملاء عام و سپس ممنوعیت آن توسط قاضی القضات ، سنگسار شوهر و تبرئه زن برای یک جرم همه اینها در کنار رواج خرافه ها و تهمت ها و مرگ قیصر امین پور، شهیدی و بورقانی و توسلی و بسیاری دیگر که مجالی برای واگویه آنها نیست گوشه ای از تلخیهای گذشته این سال بود.

گرچه  امسال را سالی سخت تر از گذشته به حساب می آورند اما بازهم با افتخار به فردائی روشن امیدواریم.

 

عیدتان مبارک

نوبهار آمد و چون عهد بتان توبه شکست

فصل گل دامن ساقی نتوان داد زدست

کاسه وکوزه تقوی که نمودند درست

دیدم آن کاسه به سنگ آمد و آن کوزه شکست

باز از طرف چمن ناله بلبل برخاست

عاشقان بی می و معشوق نخواهند نشست

مژدگانی که دگر باره گل از گلبن رست

بلبل سوخته خرمن زغم هجران رست

سرخ گل خنده زد و ابر به کهسار گریست

لاله بگرفت قدح بلبل عاشق شد مست

متولد ۶۹

جمعه ای وارد مدرسه ای که حوزه رای گیری بود شدم خانم وآقائی هم تازه رسیده بودند یکی از خانمهای مسئولی که نشسته بود بهم گفت اتاق بغلی هم یه حوزه دیگر هست می توانید اونجا هم رای بدهید. برای اولین بار بود که می دیدم که تو یه محل دو تا حوزه رای گذاشته بودند.

چند نفری بیشترنبودند.شناسنامه ام را خانم هاطبق عادت یا مقررات یک به یک  دست به دست کردند و برگه های رای را بهم دادند.خانم آخری که می بایست شناسنامه را تا مرحله انداختن رای پیش خودش نگه دارد تا شناسنامه ام را دید گفت: متولد 69 هستید؟ همه نگاهها به طرف او برگشت و یه نگاهی به من کردند. خانم اولی که معلوم بود از دارو دسته جنتی است فوری اشاره کرد تا شناسنامه را ببینه.

گفتم: بهم میاد متولد 69 باشم؟

خانمها از ترس نماینده شورای نگهبان خنده اشان را زیر لبه مقنعه اشان پنهان کردند.

گفتم : درسته که موهامو رنگ می کنم اما اینقدر که جوان نمیشم.

بازهم همون وضعیت... بالاخره با تایید نماینده احمد جنتی، غائله خاتمه یافت و من توانستم رای بدهم. به این همه دقت آفرین گفتم!

فرم رای شبیه پاسخنامه های کنکور بود و کد نماینده ها امسال شبیه پلاک خودرو بود.

رسما اعلام شده 60 درصد رای داده اند این در حالی است که تعداد واقعی واجدین شرائط  رای دادن زیر سوال است. از آنجا که این دولت ید طولائی در آمار سازی داره به نظر میاد در این مورد هم از این حربه استفاده شده است. اگر همین را هم بپذیریم جای تاسف داره.بیست میلیون رای ندهنده.

*****

یک نصیحت که یکی از دوستان داغ دیده برام فرستاده:

هرگز به نشانه‌های آبی و قرمز شیرهای آب سرویس‌های بهداشتی اطمینان نکن

چه کسی رای نخواهد داد؟

امروز صبح تو مسیر اداره با اخبار انتخاباتی رادیو و واکنش منفی خانم همسر به این گونه نمایش های به اصطلاح مسخره اینها( عبارتی که اشاره به حاکمان نظام می کند) بحث داغ و شیرین انتخابات همانند سردی تنور آن در گرفت.

هر چند تا اون موقع من موضع خودم را اعلام نکرده بودم ایشان همچنان تمام ارکان نظام را مورد هجمه قرار داد.من نه از سر موضع مخالف بلکه بعد از کلی کلنجاررفتن این چند وقت و خواندن و مباحثه با این و آن گفتم باید فردا رای بدهیم!!

او که تا لحظه پیاده شدن هم تصور می کرد که من مثل همیشه موضوع را شوخی بیان می کنم ،جدی بودن اعلام حضورم را برای رای دادن و ترغیب او به شرکت در انتخابات را باور نداشت.

اما قصد دارم فردا رای بدهم آن هم به ائتلاف اصلاح طلبان، چون اوضاع را خراب  و احوال خراب است و نباید بگذاریم از این ویرانه تر شود. می دانم احمد جنتی صندوق رای مرا برای رسیدن آقای .. باطل خواهد کرد و صد تا مثل تاجزاده هم شکایتشان به جائی نخواهد رسید.

وقتی رفتار مشمئز کننده خبر 20:30و مانور بسیار مبنی بر رد حمایت هنرمندان از حمایت از اصلاح طلبان را می دیدم بر تصمیم خود مصر شدم . واقعا" این همه حمایت نشانه شکست اینها نیست گوئی خود به این موضوع واقفند.

اگر مجلس هشتم تو مشت دولت بود و دیروز رهبر معظم اعلام کرد کسانی را به مجلس بفرستید تا راه دولت را هموار کند ، یعنی از یکی هم بی بخار تر باشد و همین چند تا مصوبه ای که برای تغییر ساعت و بودجه ارائه داد هم نداشته باشد حکایت از مجلسی است که قرار است در ته امور باشد. وقتی امکان حضور دو میلیون رای دهنده در تهران هست ، حداد عادل با سیصد هزار رای نفر اول تهران میشه کی تقصیر داره ، همانها که نیامدند.

پس تصمیم بگیرید که فردا به لیست ائتلاف اصلاح طلبان با تمام بی مهره بودنش رای بدهید باور کنید از مجلسی که قراره روح اله حسینیان و علی فلاحیان در آن حضور داشته باشد قانون مافیا برای ترور و قتلهای زنجیره ای در خواهد آمد.