در حسرت پیروزی

چهارسال پیش ،در مقدماتی جام جهانی ، آنجا که سرنوشت صعود ما به بازی با بحرین وابسته شده بود و اگر صعود می کردیم عربستان حذف می شد وقتی  .بازی را به بحرینی ها واگذار کردیم بحرینی ها با بی شرمی با پرچم عربستان ! دور افتخار زدند ودل ایرانی های بسیاری را با این کارشان شکستند .

چهار سال صبر کردیم و چهارشنبه شب در دیداربرگشت  پلی آف، بحرین که بازی رفت را با ترینیداد و توباگو مساوی کرده بود ، یک بر صفر شکست خورد و بحرینی ها در زمین خودشان همچون ترکیه از صعود به جام جهانی باز ماندند.دیدن اشک ناراحتی دیگران و شادی در ناراحتی دیگران پسندیده نیست ولی آنچه آنان چهار سال پیش کردند اینبار پس دادند و هیچکس رمق حرکت نداشت .

آنان به برکت رابطه های مالی و فردی توانستند در یک عمل غیر مترقبه دیدار شکست خورده اشان  با ازبکستان را تکرار کنند تا برنده بیرون بیایند ولی این بار نتوانستند از این مهلکه جان سالم بدر برند

البته داور گل بحرین را در آخرین دقایق بازی مردود اعلام کرد.حالا  هم بحرینی ها اعتراض کرده اند تا بلکه بتوانند بازی را تجدید کنند.امان از این رابطه بازی و پول نفت.

در دلها رسوخ باید کرد

کاردیروز حسین رضازاده باعث عکس العمل زیادی شده است.همه می پرسند چرا این کار را انجام داده است.

آیا با میل و رغبت خود این کار را کرده است؟ یا از او خواسته اند که این کار را بکند؟ چرا تو بازیهای المپیک آتن ، که توجه بیشتری به او بود این کار را نکرد؟

به نظر می آید هیچ یک از شبکه های ماهواره ای آنرا پوشش نداده اند.براستی چرا تو برخی جوامع می بایست عکس سران مملکت و یا مجسمه های آنان در جای جای آن در معرض دید قرار گیرد.

در آمریکا ، اروپا و دیگر کشورهای پیشرفته که حکومتها در آن مرتب در حال تغییر هستند بجز ایام انتخابات که لازمه آن می باشد در مابقی ایام شاهد چنین اتفاقی نخواهید بود.

در ایران خودمان در زمان انقلاب چه مجسمه هائی که سرنگون نشد و یا همین عراق ، دو سال پیش شاهد چنین صحنه هائی بود .گویا قرار نیست چنین رویدادهائی درس عبرت دیگران قرار گیرد.

حس دوست داشتن فعل امر نمی پذیرد.با بخشنامه نمی توان مردم را مجبور به دوست داشتن دیگران کرد.

باید در دلها رسوخ کرد نه در دیده ها.

نان بازو

حسین رضا زاده امروز توانست در مجموع دو ضرب ۲۶۴ کیلو گرم را بالای سر ببرد.او در یک ضرب با ۲۱۰کیلوگرم دوم شد .اما در دو ضرب نتوانست ۲۶۳ کیلو گرم که رکوردخود اوست را بالا ببرد و با همین به کار خود پایان داد.اما به هنگام توزیع مدالها به همراه پرچم ایران که معمول بعضی ورزشکاران هست یک قاب عکس هم به همراه داشت.از همان ابتدا ممعلوم بود که با زحمت آن را این دست و آن دست می کند.وقتی روی سکو قرار گرفت و پرچم را روی شانه هایش انداخت قاب عکس را بالای سر برد.جالب آنکه تلویزیون قطر اصلا روی آن زوم نکرد .خیلی کنجکاو شدم ببینم این عکس پرافتخار چه کسی است .بالاخره در انتها که تابلوی جوایز نقدی را به انها دادند که ۳۰۰۰ دلار هم به رضا زاده رسید توانستم  عکس رهبری و رضازاده را در کنارهم ببینم. ایده این کار از کدام ذهن خلاقی نشأت گرفته که در یک میدان ورزشی بین المللی ورزشکار برای سران مملکت خودش تبلیغ کند. اینگونه بهره برداری ها از اعتبار و ارزش یک قهرمان جهان بسیار زشت است.

 

 

کنسرت استاد

قراراست استاد شجریان از هشتم تا دوازدهم آذر (چهار شب بجز پنجشنبه)کنسرتی در تهران برگزار کند.بعد از سالها ، جای بسی خوشحالی است که این هنرمند ارزنده ،که آوازه ای جهانی دارد اقدام به این کارکرده است. سال 76 که به مناسبتی در هشتگرد کرج کنسرت برگزار کرد توفیق یافتم تا با عنایت بعضی دوستان2 شب مهمان آن باشم و واقعا شنیدن آواز او بطور زنده چه دلنشین است بخصوص زمانی که صدای همایون ، جانشین خلف او نیز با آن همراه شود.

به هر حال ، فرصتی دیگر فراهم شده است، اما تا آخرین لحظه هیچ چیز معلوم نیست ، همین چند سال پیش هم قرار بود در سالن 12000 نفری آزادی کنسرت او برگزار شود اما در آخرین لحظات لغو شد.

محل کنونی برای این اجرا تالار وزارت کشور است.گنجایش آن 3000نفر است یعنی برای چهار شب 12000 نفر را پذیرا خواهد بود.قیمت بلیطها 8 تا 20 هزار تومان است.دیروزعنوان شد  که از ساعت 9 صبح چهارشنبه(امروز) می توان از طریق سایت دل آواز بلیط آن را رزرو کرد . اما هر چه تلاش کردیم موفق به ورود به سایت نشدیم . ظهر در خبرها آمد که بعلت ازدحام کاربران، سایت دل آواز دچار مشکل شده است.تعداد کاربران در همان ساعات اولیه 15000 نفر بوده است.

تمام مطلب همین جمله آخری است.چگونه است برای 12000 صندلی( که مطمئنا تعداد زیادی از آن برای عده ای نور چشمی کنار گذاشته می شود ) در همان ساعت اولیه 15000 نفر هجوم می آورد؟

دو دلیل وجود دارد

عده ای تشنه اینگونه تفریحات هستند که هیچ زمینه ای در این مملکت برای آن وجود ندارد و گروهی دیگراز این اشتیاق جوانان سوء استفاده کرده و بدنبال سود بازار سیاه بلیطهای آن هستند.

هر چه باشد، قرار نیست در این مملکت برای تمام سلیقه ها ،  گزینه های مطلوبی جهت انتخاب وجود داشته باشد.

 همین هفته پیش نعمت اله آقاسی ، هنرمند مردمی درگذشت .با وجود عدم اعلام مراسم آن در رسانه ها، تشییع خوبی از او شد و در امام زاده طاهر کرج دفن شد.او که سالها برای این مردم می خواند با شروع انقلاب ، از این مملکت نرفت.در دولت خاتمی به او فرصتی داده شد تا در لاله زار مجددا برنامه ای اجرا کند .در همان روز اجرا بعلت ازدحام مردم کل خیابان لاله زار بسته شد و برنامه های بعدی او هم لغو شد.

اصولا دیدگاه این نظام در مورد هنر و بخصوص موسیقی ، یک نوع دیدگاه افراطی است. بعد از 27 سال از انقلاب به هنگام پخش موسیقی از تلویزیون ، بجای نشان دادن ادوات موسیقی گل و بوته و رودخانه و مرغابی نمایش می دهند و جالب است همین آلات موسیقی در مغازه های سطح شهر با قیمتهای بالا به فروش می رسد. و حتی کلاسهای اموزش موسیقی برقرار است .این همه تناقض بعلت بی برنامه بودن نظام برای هنر موسیقی است.استاد شجریان هنر مند این مرز و بوم در طول سال در جای جای دنیا با عزت و احترام برنامه اجرا می کند ولی مردم ایران باید حسرت آنرا ببرند.

دولتمردان ما که از جوانان و جوان بودن مملکت دم زده و از لزوم توجه به این قشر سخنها بر زبان می رانند .حاضر نیستند که امکانات لازم را برای برنامه های مطلوب انها را فراهم کنند. گفته شده قرار است 35 میلیون تومان برای این چهار شب به نیروی انتظامی پرداخت شود. بقیه ارگانها معلوم نیست.

خود آنان خوب می دانند اگر این زمینه فراهم گردد، گرایشات مردم به آن سو خواهد رفت و دیگر مجالس وعظ و مداحی با ان همه تبلیغات رنگی نخواهد داشت.

این شجاعت می خواهد ، لازم به رفراندوم نیست ، اگر همین دولتمردان ما همزمان با نماز جمعه (که اکنون تمام سینما ها را تا پایان برگزاری آن تعطیل می کنند) و یا هر گردهمائی مذهبی دیگر، امکان برگزاری کنسرت و اجرای فیلم و جشنواره های مختلف را فراهم نمایند ، شاهد خواهند بود که این جوانان به چه چیز گرایش دارند.

 با محدود کردن مردم ، بدون ایجاد انگیزه نمی توان عده ای را به آنچه که خود می پسندیم مجبور نمائیم.