
سخنان دیروز رهبری در حمایت از دولت احمدی نژاد ، اگر نگویم بی سابقه بسیار کم سابقه است از دولت هاشمی که مورد اعتماد رهبری هم بود به این صراحت حمایت نشد. در زمان خاتمی ، علی رغم فشارها و حتی توهین های مکرر از سوی همین جناحی که الان دولت را در دست گرفته است ، چنین حمایتهائی صورت نگرفت .
اینکه باید از دولت حمایت بشود شکی نیست .اما حد و مرز آن کجاست ؟ آیا باید بنشینیم و شاهد رفتارها و گفتارهائی باشیم که که تمام جوانب زندگی ما را تحت الشعاع قرار می دهد. آیا حمایت رهبری یعنی حمایت از تمامی گفته های تنش آلود احمدی نژاد است؟ یا حمایت از رکود بازار سرمایه است؟
اما چه چیز باعث شده با وجودی تازه
اینکه گفته شده برخی مطالب روزنامه ها غیر منصفانه است ، به نظرم مقدمه ای است برای بستن هر گونه انتقاد به عملکرد ضعیف دولت ، زیرا این تشکیلات که حتی مدیران رده پائین دولتهای قبلی هم حاضر به همکاری با آن نشده اند ، شش ماه که سهل است ، یکسال دیگر هم نمی تواند عملکرد شاخصی ، آنگونه که خود وعده می دهد ، از خود ارائه دهد. این آش آنقدر شور شده که با سکوت و چشم بستن بر رفتارهای غلط آنها هم چاره نخواهد کرد.
گیریم روزنامه ها هم چیزی ننویسند ، افواه عمومی و صحبتهای سطح جامعه را چگونه می توانند سرکوب کنند؟
روزی نیست که یک لطیفه برای احمدی نژاد نشنویم و یا به حرفهای او نخندیم .
به نظرم بهتر است بجای اینکه به مطالب روزنامه ایراد گرفته شود به رئیس جمهور گفته شود که به هنگام سخنرانهایش عقل و شعور شنوندهایش را در نظر بگیرد و بداند که مردم با زیرکی تک تک کلمات او را با واقعیتها جامعه را تطبیق می دهند.

در خبرها آمده بود خانمی مهریه خود را که
آقائی می گفت اولین گلی را که از خانمم دریافت کردم باعث شد مدتی بستری شوم چون شاخه گل مورد نظر داخل گلدان بود و خانمم آنرا بر سرم کوبید.

به پندار تو:
جهانم زیباست!
جامه ام دیباست!
دیده ام بیناست!
زبانم گویاست!
قفسم طلاست!
به این ارزد که دلم تنهاست؟

می گویند پدر آن جعبه را همیشه همراه خودداشت و هرروز که دلش می گرفت درب آن جعبه راباز می کرد وبه طرز عجیبی آرام می شد. هدیه کار خود را کرده بود.

پس از قطعنامه آژانس بین المللی انرژی اتمی و رای مثبت و ممتنع بسیاری از کشورها بجز ونزوئلابه آن،ایران بخاطر تنبیه یکی دوتا کشور و هشدار و درس عبرت به کشورهای دیگر بطور غیررسمی روابط تجاری و بازرگانی خود را با کره جنوبی و انگلیس قطع کرد.چرا می گویم غیر رسمی چون این خبر از برخی منابع اجرائی اعلام و از سوی برخی دیگر از جمله وزیر بازرگانی تکذیب شد.اما همین که بسیاری از اعتبارات اسنادی گشایش نشد و حتی برگزاری رقابت چهارجانبه تهران تحت نام LGمنتفی گردید ، خود دلیلی بر صحت این موضوع است ، زیرا در مملکت ما این موضوع ثابت شده که یک مطلب ابتدا شایعه ، سپس تکذیب و در انتها تایید می گردد.
دو شرکت بزرگ سامسونگ و ال جی کره جنوبی سهم زیادی در بازار ایران برای خود دست وپا کرده اند.ایران هم تصور کرد با این کار می تواند ضربه بزرگی به او وارد نماید ، گرچه این مطلب صحیح است که کره در بازار ایران حضور پر رنگی دارد اما این دلیل نمی شود که حذف او از بازار ایران ضربه سهمگینی به اقتصاد او وارد شود .باید دید سهم کشور ما از صادرات کره چه میزان است .آمارها نشان داده که این میزان به 5 درصد هم نمی رسد .
اما ببینیم چه کسی ضرر میکند. از زمانی که این شایعه در بازار پیچید لوازم خانگی و الکترونیکی ساخت این کشور تا20 درصد افزایش قیمت یافت . این دو شرکت تا همین چندی پیش برای فروش برخی از محصولات خود مانند یخچال سایدبای ساید و تلویزیون های پروچکشن جایزه هم می دادند .اما الان ، به گفته یکی از دوستان در سه راه امین حضور ، نه تنها قیمت ها گرانتر شده دیگر از جایزه هم خبری نیست زیرا مردم پس از پی بردن به این موضوع و آگاهی از کمبود جنس با حرص و ولع بیشتری بدنبال خرید این اجناس با قیمتی بالاتر هستند . اصلا وجود یک بازار متنوع و اشباع از کالا و رقابت تولیکنندگان برای رضایت مشتریان برای ملت ما حرام است. حتما باید تشنه خرید بشویم تا یک دستگاه یخچال 12 فوت ارج و یا تلویزیون 14 اینچ شهاب با دفترچه بسیج اقتصادی برای ما حکم کیمیا را پیدا کند. ما را چه به داشتن یک زندگی راحت و بی دغدغه!؟