
مرد جوانی که مربی شنا و دارنده چندین مدال المپیک بود، به خدا اعتقادی نداشت.
او چیز هایی را که درباره خداوند و مذهب می شنید مسخره می کرد.
شبی مرد جوان به استخر سرپوشیده آموزشگاهش رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه روشن و همین برای شنا کافی بود.
مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود.
ناگهان سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد.
احساس عجیبی تمام وجودش را فرا گرفت. از پله ها پائین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد.
آب استخر برای تعمیر خالی شده بود!

واکنش های بی سابقه به سخنان احمدی نژاد همچنان ادامه دارد. در یک اقدام نادر کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل و پاپ هم از این سخنان ابراز انزجار کردند.
در این شکی نیست که این یک جو تبلیغاتی گسترده علیه ایران است. شرایط به گونه ایبه نظر می آید که انگار از قبل قرار گذاشته بودند که این هجمه را آغاز کنند. در اینجا قدرتهای بزرگ دنیا ، آنانی که بدنبال محکومیت هسته ای ایران هستند ، نقش مهمی را ایفا می کنند.
اما دیروز احمدی نژاد علی رغم ماست مالی که لاریجانی بر روی گفته های او کرده بود مجددا بر حرفهایش پای فشرد. تلویزین هم سخنان او را برگرفته از سخنان امام دانسته تا بلکه بار او سبکتر شود
اگر به خطبه های دیروز نماز جمعه گوش داده باشید ، رفسنجانی گرچه تحلیلش این بود که شرائط داخل اسرائیل زوال این رژیم را نشان می دهد اما راه حل مسئله فلسطین را برگزاری رفراندوم با حضور همه مردم مسلمان و یهودی این سرزمین می دانست. چگونه و چه موقع حرف زدن هنر سیاست مداران است. با شعار مملکت جلو نمی رود.
امام یک سخن اساسی تر نیز داشت و آن اینکه "حفظ نظام از اهم واجبات است" این واجب تا به حدی است که ایشان از نماز خواندن هم اهمیت آن را بیشتر دانسته است. حال چگونه است که فردی بعنوان رئیس جمهور یک مملکت بدون در نظر گرفتن موقعیت جهانی و منطقه ای و اجماع کشور های دنیا سخنانی بر زبان بیاورد که اینگونه اوضاع را از این که هست متشنج تر کند. واقعا این سوال مطرح است که حمایت از ملت فلسطین که یک واجب می باشد تا کجا جایز است ؟ شاید همدردی را به آن جابرسانیم که برای نجات یک نفر ، که در رودخانه ای خروشان افتاده و طلب کمک می کند ، بی هیچ وسیله ای ، به همان جریان بسپاریم ، مطمئنا این جز خودکشی چیز دیگری نخواهد بود. قبول کنیم که در جهان منزوی تر شده ایم. تمام رشته های خاتمی مبنی بر تنش زدایی و تعامل با کشورهای دنیا ، تماما پنبه شد . به راستی تا کی می خواهیم هزینه های این تغییر سیاستها را بپردازیم؟
یکی باید جلوی این را بگیرد ، نمیدانم شاید به قول همکلاسی ام فردا بشنویم فلانی جاسوس و نفوذی عوامل خارجی بود .آخر مگر دشمن فقط از مرزها نفوذ می کند و یا دشمنی فقط تهاجم فرهنگی و سیاسی توسط کشورهای دیگر است. داستان لاکپشت و مرغابیها را که حتما می دانید.

دهان دختر زیبا تهی ز دندان است
که هر شکسته دندان بهای یک نان است
هیچ کس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست
و همه مردم شهر بانگ برداشته اند که چرا سیمان نیست
و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست؟
و زمانی شده است که به غیر از انسان
به غیر از انسان، هیچ چیز ارزان نیست

فردا روز جهانی قدس است.
روزی نمادین به منظوریادآوری درد و رنجهای ملتی مظلوم که قربانی قدرت طلبان دنیا شده اند.
در این میان گروهی خود راوکیل این مردم قلمداد کرده اند و به گونه ای حرف می زنند که گویا مردم فلسطین
، از خود هیچ اراده ای نداشته و توان تصمیم گیری در سرنوشت خود را ندارند .درست است آنچه که نسل امروز فلسطین می پردازد ،عملکرد پدرشان در سالیان گذشته است اما همینها بهتر از هر کس دیگر می دانند که چگونه با دشمنشان کنار بیایند.
اگر روزی این مردم به این نتیجه برسند که با اسرائیل صلح کنند ، آیا ما بعنوان ایران هر چند اسرائیل را قبول نداشته باشیم ، با این صلح مخالفت کنیم و به فلسطینی ها بگوئیم نباید این صلح را بپذیرید.
یا به دنیا بگوئیم که نباید با اسرائیل رابطه داشته باشید .مطمئنا این رفتار ما جز انزوای بین المللی چیزی عایدمان نخواهد کرد هر چند سخنمان بر حق باشد.
نمونه بارز آن سخنان دیروز احمدی نژاد است او گفت "اگر کسانی تحت فشار نظام سلطه و یا از روی کج فهمی،خودخواهی و دنیاپرسی،گامی برای برسمیت شناختن رژیمصهیونیستی بردارند ،بهآتش قهر امت اسلام خواهند سوخت و لکه ننگ ابدی را در پیشانی خود خواهند نشاند.هرکس موجودیت رژیم غاصب صهیونیستی را به رسمیت بشناسد،پای برگه تسلیم و شکست دنیای اسلام را امضاء کرده است" لینک
در این اوضاع و احوال که دنیا دنبال بهانه برای پرونده سازی است ، به سرعت به این سخنان واکنش تند نشان داد و کشورهای مختلف از آمریکا و انگلیس گرفته تا فرانسه که سفیر ایران را احضار کرده است. امروز حتی اسرائیل خواستار اخراج ایران از سازمان ملل شده است.
دراین 27 ساله از این گونه سخنان و چه بسا شدیدتر ازسوی دولتمردان زده شده است ، اما چه شده که دنیا به یکباره این قدر به این حرفها واکنش نشان داده است.تمام اینها برمی گردد که به شرائط حادی که هم اکنون ایران در آن قرار گرفته است.شرائطی که دنیا به دقت تمام رفتارها و حرکات مارا زیر نظر داشته تا بهانه ای بدست آورد و ایده های از پیش طراحی شده خود را عملی سازد.
درک این موقعیت دشوار ، یکی از همان هنرهائی است که یک نفر می بایست داشته باشد.تا هر حرف و سخنی را هر جاکه رسید بر زبان نراند.هنری که دولتمردان ما از آن بی بهره اند