X
تبلیغات
رایتل
جمعه 13 شهریور‌ماه سال 1388

از آخرین مطلبم تا امروز درست سه ماه گذشته است.چه سه ماه پرماجرائی ، از آن شب بد که گفتم خدا سحرش را بخیر کند چه بر سر این مردم که نیامد و چه ماجراها که ندیدیم و نشنیدیم. در این مدت یکبار هم تلویزیون تماشا نکردم رادیو هم گوش نداده ام. خوش ندارم صدایش را بشنوم. احساس می کنم همه چیز را دروغ می گویند.اگر خبری خواندم تو همین اینترنت دست و پا بسته بود.آن هم اگر فیلتر شکن نداشتم محال بود.

حاج آقائی ! که 5 دوره نمایندگی مجلس در سوابق خود دارد و سالها در ساواک شکنجه شده است.می گفت سید! من تا حالا ماهواره نداشتم اما ده روز پیش رفتم خریدم. من به این خبرها که اینها(عبارتی که مرتب استفاده می کند) می گویند اطمینان ندارم. بهش گفتم یه دونه هم واسه من می خریدی!

سه چهار سال پیش همین حاجی ما، به من توصیه می کرد این وضع اجرا کردن یک پروژه نفتی نیست. تا تامین مالی نشده اید تعهد قراردادی برای خودتان ایجاد نکنید. فردا روز، اول مدیر عامل شرکت و بعد خودت را می برند اوین!! من هم به شوخی می گفتم حاجی کمپوت برای ما بیاری. اما حالا با این افشاء گری کروبی معلوم میشه تو اوین همه امکاناتی فراهم است. البته بگم پروژه نفتی ما هم با همه اون مشکلات روزهای آخر ساختش را می گذراند و اوین هم فعلا" جا ندارد . خدا را شکر که کهریزک را بستند.

دوست جوانی دارم که مجروح شیمیائی است، او هنوز که هنوزه از این حال و هوا خارج نشده ، می گه دستم به هیچ کاری نمی ره. ظهرها تو مسجد نزدیک اداره همیشه تو صف جماعت بود.از بعد از انتخابات ظهرها میاد مسجد یه گوشه نمازش را می خونه  و می رود. تو فکر رفتن از این مملکت است. گفتم یه جا هم واسه ما پیدا کن.

آنچه که پایمال شد یه ذره ایمانی بود که در دل بعضی ها باقی مانده بود.

مطلب خیلی دارم اما جرات نوشتنش را ندارم.بیخود نیست وحید عزیز مرتب نگرانم میشه.به هر حال شرائط به گونه ای شده که نتوان هر حرفی را زد. رویداد ها بماند برای فرصتی دیگر.

*********

قبل از ماه مبارک رفتیم شمال ، تو جاده ماشینهائی که عبور می کردند نشانه ای سبز را تکان می دادند و دستهایشان را به علامت پیروزی بیرون آورده بودند. دختر کوچیکه هم که فلش آهنگهای ساسی مانکن(نمی دونم درست نوشتم یا نه) را جاگذاشته بود و گریه می کرد. با دیدن این موضوع او هم  ساسی! را فراموش کرد و به ماشینهای عبوری با تکان دادن دستش پاسخ می داد. او که می دید همه جزو جنبش سبز هستند بااین سن کمش گفت : بابا اینا که همه موسوی هستند پس چرا موسوی رئیس جمهور نشد؟