X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
شنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1385

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد

احسان تورا شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر موئی

یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

 

********

به میمنت و مبارکی این ایام فرخنده ، به وبلاگم استراحت دادم تا یه نفسی بکشه.خودمان که استراحت نداریم. خانم و بچه ها هم که حسابی شرمندمان کردند و جشن 4 نفره ای راه انداختند و برخی از احتیاجاتم را  بصورت کادو پیچ شده تحویلم دادند .

 

آره آره

دوسش داره

هر روز هر شب

فکر یاره

0

0

بچه ها : بابا باید ... از .... نترسه

من : سربه سر منه پیرمرد نذارید ، با این سن و سال و این محاسن ، این حرکات از ما گذشته!

 

****

همه چیز برعکسه ، برای گذشت یک سال از عمرمان که ثانیه ثانیه اش گرانبهاست و چه بسا عمده آن به بطالت گذشته ، جشن می گیریم و خوشحالیم از این که تعداد شمعهای روی کیکمان بیشتر شده است.

 

*********

این هفته که گذشت ، هفته خوابگاه دانشجوئی بود. اما انعکاس گسترده ای در  رسانه ها نداشت . اگر اقدامی می شد تا خاطرات خوابگاههای دانشجوئی در جائی گردآوری می شد ، مجموعه ای خواندنی پدید می آمد که هموار ماندگار می ماند. به نظرم در هر شرایطی بگذرد شیرین و بیاد ماندنی است . شاید چون به خودم خیلی خوش گذشته اینگونه برداشت می کنم ولی صرفنظر از همه اینها گفتن از سختی ها و دردسرهایش نیز مفید خواهد بود . شاید در آینده فرصت کنم و برخی از آنها را برای ثبت در تاریخ!!! اینجا بنویسم .